با غرور قدم بگزار دختر چادری!

با غرور قدم بگزار دختر چادری!
تو یک نیلوفری!
یک دختر ناز!
یک دختر شیرین!
بخند دختر چادری!
یک دنیا پشت توست!
دنیا دست هایش زیر پای توست!
تو باارزشی نیلوفر من!
دختر چادری!


می گفت نمی شود؛ اصلا امکان ندارد.


حجاب و ورزش؟!حجاب و کوهنوردی؟!


حجاب و فعالیت؟!… نه شدنی نیست!


اما وقتی فرشته ای عکس خرمشهر را در چشمانش قاب گرفت


دید می شود؛ با «حجاب» جنگ هم می شود!





منبع: وب سایت بزرگ شبهاے تنهایے
دیدگاه ها (۱۹)

پارت دوم: «طوفان در شیشه‌ها»صدای رگبار باران شدیدتر شده بود ...

ادامه ی قسمت دوم رمان هفتمین سایه

سناریو مایکی {جنگل چشمات} _منو ببخش! میدونم که منتظرم بودی ا...

جادویی به نام عشق

با غرور قدم بگزار دختر چادری!تو یک نیلوفری!یک دختر ناز!یک دخ...

یک دنیا پشت توست دختر چادریبا غرور قدم بگزار دختر چادری!تو ی...

با غرور قدم بگزار دختر چادری! تو یک نیلوفری! یک دختر ناز! یک...

Arezo:با غرور قدم بگزار دختر چادری!تو یک نیلوفری!یک دختر ناز...

با غرور قدم بگزار دختر چادری تو یک نیلوفری!یک دختر ناز!یک دخ...

با غرور قدم بگزار دختر چادری...!☺ تو یک نیلوفری...! یک دختر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط