دروددد به همگیی

دروددد به همگیی
:: ددی مافیای من ::
پارت۲
.
.
وانشات تهیونگ :
اومدم دنبال ا/ت که ببینم وسط راه غش نکنه چون خیلی زیاد خورده بود که دیدم یکی ا/ت چسبونده به دیوارو به زور میخواد بهش دست بزنه که اومدم ...
وانشات ا/ت:
با اینکه صورتمو شسته بودم تو حال خودم نبود
اون میخواست بهم دست بزنه که یهو دیدم دستش با موند سرماو چرخوندم دیدم تهیونگ دستشو گرفته
تهیونگ: یاااا به چه حقی دستتو رو دوست دختر من بلتد میکنی ها؟( با دادو عصبانیت )
اکس ا/ت : ب....بخشی..د
تهیونگ: گمشو از اینجا برو بیرون
وانشات ا/ ت: از تعجب خشکم زده بود و بعد گفتمم چ..چی دوست دخترت
تهیونگ قبل از اینکه حرفمو بزنم گفت : برا اینکه پسر بهت دست نزنه گفتم که دوست دخترمی
ا/ت: آ...ها
داشتم راه میرفتم که یهو سرم گیج خورد
تهیونگ : دیدم که یهو ا/ت میخواست بیوفته زمین که به حالت براید بغلش کردم و بردم تو ماشینم
نبردمش بیمارستان به خاطر اینه منو شاید بشناسن ...
پس بردمش خونه ی خودم......

خب این پارتم تمومم شد
#teahyung #رمان
#رمان_از_بی_تی_اس
#رمان_فیک
#فیک_تهیونگ
دیدگاه ها (۰)

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

سناریو چیفویو پارت اخر....

My Boy❄

ددی خون آشام من

🩷 hׁׅ֮υׁׅꭈׁׅtׁׅ — پارت پنجمچند روز بعد...ا/ت از ساختمان دانش...

My Boy❄

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط