۲ ستاره و ۳ماه

۲ ستاره و ۳ماه

پارت ۷۶

جاهاشون عوض شد
بکی[اه چقد ضد حال زد حالا ولش وای ما باید یه کاری بکنیم نمیشه خونریزی داره درخواست کمک یطوری از شیشه ها یا نمیدونم واقعا شاید شد]

بکی[وایسا ببینم من یه خودکار و کاغذ دارم میتونم اینجوری درخواست کمک کنم
‌‌...پنجره من یکم فاصله داره ولی بقیه بسته اس کامل ]

نوشته بکی:ما دانش آموزان آکادمی ایدن هستیم ولی دارن مارو میدزدن لطفا کمک خبر کنید

لیرا:هی بچه چکار میکنی؟!
بکی با لحن استرسی:ها هیچی
اوین آروم در گوش بکی: چکار کردی؟ راستی اون چرا میخواست آیسا رو بکشه اون که پدرش هتلداره معروفه اونقد ضرری هم توی سیاست ایجاد نمیکنه اول هم که روانشناس بود

بکی:درخواست کمک کردم عام واقعا نمیدونم ولی آخر به دمیتریوس پسر داناوان دزموند زد دیگه.
دیدگاه ها (۱)

دروغی که واقعی شد

گل لیلیوم پارت ۲وایز در واقع صلح جهانی رو در کمک کردن به دان...

007-پنهان در مه - پارت ۶۸

007-آلما ویسکی - پارت ۵۹

عشق غیر منتظره پارت ۴۵

سناریو مایکی{ جنگل چشمات }پارت چهارمبشقاب به زور به هپن رسون...

۲ ستاره و ۳ ماهپارت ۱۶همه با تعجب به دمیتریوس نگاه میکردن و ...

۲ ستاره و ۳ ماهپارت۶۴آیسا که واکنش میا رو تو اون لحظه دید[می...

عشق غیر منتظره ( معرفی دامیان)

#زندگی_احساسی_من#part_12پرستار:ممنونانیا: پسر دوم دراز بکشدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط