{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهلول هارون را در حمام دید

بهلول هارون را در حمام دید
و گفت: به من یک دینار بدهکاری ، طلب خود را می خواهم...
هارون گفت: اجازه بده از حمام خارج شوم..
من که این جا عریانم و چیزی ندارم بدهم..

بهلول گفت: در روز قیامت هم این چنین عریان و بی چیز خواهی بود..
پس طلب دنیا را تا زنده ای بده که حمام آخرت گرم است و دستت خالی..
دیدگاه ها (۱)

این سه تا تصویر می بینید تصاویر خانواده ترامپ پزشکیان خاتمی ...

‌سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۱۲ ساعت ۵ که قرار ب...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:2پاتو از اون خون...

پروانه جان

قسمت ۲۶— «پیام سوم» 🖤ات به صفحه گوشی خیره مانده بود.«پدرت زن...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

سناریو مایکی {جنگل چشمات} پارت دواونشب بود تونشبی که شیسه و...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6۵سرش رو به سمت راست...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌99پزشک و یونجی نگاهی کوتاه به هم انداختن...

#درخواستی_هیونلیکس#سقوط_در_سکوتتصویر جلوی چشم‌های هیونجین ثا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط