‌ کاش می‌شد آدمی، گاهی

‌ کاش می‌شد آدمی، گاهی
فقط گاهی
به اندازه نیاز بمیرد
بعد بلند شود
آهسته آهسته خاک‌هایش را بتکاند
اگر دلش خواست برگردد به زندگی
دلش نخواست، بخوابد تا ابد .


💫«خسته‌ام، و خستگی کاش لحظه‌ای مرا رها کند.»💫


#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس
#عکسنوشته
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

هوا سرد بود.از آن شب‌هایی که شهر شلوغ بود، اما انگار برای ا/...

در من کسی میل به پایان دارد𐚁#ستاره_طوریرفتنِ ناگهانی، شبیهِ ...

Between Sleep and Breath

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

### 💗 قولی که شکستیساعت از دوازده شب گذشته بود که صدای باز ش...

دوستتـ دارمـ، مثل درختی که باران را. بی‌نیاز از دلیل، بی‌انت...

فاصله یک لبخند تا جنون

معامله

p34

راز خون پارت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط