نمی‌دونم کجا بار اول بهم گفتی دوسم داری؛

نمی‌دونم کجا بار اول بهم گفتی دوسم داری؛
و من بعد از اون مات و مبهوتِ لب‌هایی بودم
که "دوسِت دارم" رو گفتن و قلبی رو می‌بوسیدم که
دوس داشتن منو توو خودش داشت‌.
نمی‌دونم کدوم شب بود که بهم گفتی تو هم عاشقمی ..
ولی خوب یادمه که مثل تو مس‍...ت نبودم،
در هوشیاری کامل گفتم:
اونقد عاشقتم که حد و مرز نداره.
کاش یه شب دوباره مس‍...ت بشی و بگی عاشقمی ..



#درخواستی
دیدگاه ها (۱)

True Love⑨تهیونگچند روز از اون شامی که خوردیم گذشته بود حرفا...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

🐿️ حتی اگه تاریخ تولد بابام رو هم قاطی کنم تاریخ تولد یکی از...

فاصله یک لبخند تا جنون

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟝: حرف‌های ناگفتهروز بعد، ا/ت از ساختمان دا...

🖤🥀 مَـن هَـمیشـه پـایِـت بـودَم...بـالـا سَـرِت مِـثـل سـایـ...

گه دستت زخم بشه ( صدمه ببینی ) چی کار میکنن ؟ چه ری اکشنی دارن ؟

# 🥀 ادامه: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید» — بخش دومیه هفته ...

P23موهاش رو روی شونه هاش ریخت و از اتاق خارج شد،باباش مشغول ...

پارت ۳۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط