{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میدونی وقتی خدا داشت بدرقمون میکرد چی گفت؟ گفت ج

میدونی وقتی خدا داشت بدرقمون میکرد چی گفت؟ گفت جایی که داری میری غرورت رو می شکنن، و به احساس پاکت سیلی میزنن، نکنه ناراحت بشی. من تو کوله پشتیت عشق گذاشتم، تا ببخشی. خنده گذاشتم، تا بخندی. اشک گذاشتم، تا گریه کنی. و مرگ گذاشتم ، تا بدونی دنیا ارزش بدی کردن رو نداره...
دیدگاه ها (۲)

در حیـرتـم ...که چرا "سرگذشتمـان" از "درگذشتمــان" غـم انگیـ...

اخطار !! نقض قوانین منجر ب مسدود شدن حساب کاربری شما خواهد ش...

به سلامتی "گرگی" که فهمید چوپان خواب استاما زوزه اش...

یا با گرگ رفیق نشو یا اگه شدی پشت گرگ رو بخاطر یه آهوى بى م...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 129・⁠]⁠ᕗتا خود صبح نگاش کردم...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟓𝟑میا و جیمین رفتن توی اتاق و کار رو شروع ک...

محو زیبایی او پارت ۲۴ویو رزا برگشتم خونه و با سیلی به من خوش...

چندپارتی:وقتی دوستت داره و...pt²(end) به خودم اومدم و دیدم و...

I'm not jealous part 41جیمین رفت و منو با کراش العامین تنها...

تک پارتی ویو ا.ت امروز جیهوپ موقع بیدار کردنم یه سطل آب ریخت...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم)

The unwanted Roommate__________________________ویو پارک یوری...

اون همونطور که با ولع لبت رو می خورد تو رو به دیوار چسبوند و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط