{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بغل کن بالشـــت را بعد از این او برنمیــــــــگردد

بغل کن بالشـــت را بعد از این او برنمیــــــــگردد
بهار ِ مملو از گلهــــای ِ شب بو برنمیــــــــــگردد
خودت دستی بکش روی ِ سرت خود را نوازش کن
سرانگشتی که می زد شـــانه بر مو برنمیـــــگردد
دلت پر میـــکشد می دانم اما چاره تنهـــایی ست
به این دریـــــاچه دیگر تا ابد قو برنمیـــــــــــگردد
گذشت آن خاطرات و آن حیــــاط و شمعدانی ها
هوای ِ عصر و تخت و چــــای ِ لیمو برنمیـــــگردد
دیدگاه ها (۱)

بداخلاقها اول صف

بداخلاقها اول صف

کوچه شهر دلماز صدای پای تو خالیهنقش صد خاطره از روزایدور عاب...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❾زندگی برای اینکه یکباردوستت داشته باشم خیلی کوت...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❽من اگر دنیای خودم را خلق نمی‌کردم، در دنیای دیگر...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❾با من بیا؛ با من به آن ستاره بیابه آن ستاره ای ک...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷⓿وقتی انسان آموخت که چگونه با رنج هایشتنها بماند...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❼‏«فهمیدم دوستت دارم. همان شبی که با یک حرف ساده...

بغل کن بالشت را، بعد از این او برنمیگرددبهارمملو از گلهای شب...

بغل کن بالشت را، بعد از این او برنمیگرددبهارمملو از گلهای شب...

بغل کن بالشت را، بعد از این او برنمیگرددبهارمملو از گلهای شب...

بغل کن بالشت را، بعد از این او برنمیگرددبهارمملو از گلهای شب...

بغل کن بالشـت را بعد از این او برنمیـگرددبهار ِ مملو از گلهـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط