ات

ات
دیگه نا ی گریه کردنم نداشتم زیر پتو خودم رو جمع کرده بودم که یکی اومد تو اتاق از ترس اینکه کوک و جیمین باشن و بخوان کاری کنن رفتم زیر پتو قایم شدم

ته نترس منم بیا پایین غذا بخور

ات مم رسی سیرم

ته نپرسیدم میای یانه گفتم پاشو بیا

ته دیدم داره با لپای قرمز تگام ویکنه که با حالت تعجب نگاش کردم که گفت

ات نمیتونم راه برم درد دارم اکه میشه این یکبار رو نخور..

ات جیغغ

ته اه چرا جیغ میزنی خوب خودم تا پایین میبرمت

ات عا ییی نمیتونم نفس بکشمم درد داره هه هه هه عاییئ

ته دید ات خیلی بد رنگش پریده و نمیتونه نفس بکشه سریع با شوگا امده شد و ات رو برد بیمارستان

پرش زمان وقتی ته و شوگا دارن با دکتر حرف میزنن

دکتر ببینید نمیخوام خیلی نگرانتون کنم ولی ایشون الان بیشتر از حدی که یک دختر بیست سالع میتونه تحمل کنه درد کشیده و متاسفنه ایشون دیگه نمیتونن بار دار بشن با ازمایشاتی هم که انجام دادیم نشون مشخص شد که ایشون زمان پریودیشون راضی بودن

ته حالش خیلی بده

شوگا ببخشید عا بابت اینا ممنونم مرسی عا دیگه کاری نیست

دکتر ی چند نکته ای هست که باید بپرسم که ایشون به این رابطه راضی بودن؟

شوگا بل..

ته نه راضی نبودن

دکتر خوب پس رفتارشون طبیعیه ایشون ترس غیر طبیعی نسبت به اون شخص دارن و من احساس میکنم که ایشون بهکسی احتیاج دارن که مراقبشون باشن لطفا ایشون رو پیشه روان پزشک ببرید خیلی محمه

ته خیلی حالش بده نه همش تخصیر منه
دیدگاه ها (۴)

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

پارت 42 𐙚ویو آت:با چیزی که دیدم، واقعاً کپ کردم... 😳همون‌جا ...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

پارت ۴ویو الکس ات گفت منم پیشش بخوابم .....از اونجایی که من ...

+نه بابا اخه ببی ( بوق بوق گوشی رو قطع کرد) دید ات وای چکار...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

#عشق_بعد_نفرتپارت 11"سه ساعت بعد" کوک: من دیگه نمیتونم پوففف...

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

پارت۸که جونگکوک با گریه از خواب بیدار شد و محکم یوری رو بغل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط