پارت ۳۵
پارت ۳۵
زن تانر:تو تو کی هستی ؟
یونا:نترس کاری بهتونندارم فقط به کمکت لازم دارمهمین
زن تانر:چی میخوای
یونا:میخوام تانر واقعی رو به همه نشون بدم خواهش میکنم بهم کمک کن
(میره داخل و ماجرا رو بهش توضیح میده و میاد بیرون و میره داخل ماشین )
یونگی:خبب؟
یونا:قبول کرددد
همه:یسسسس
یونا:فقط باید شیو یوجین رو دور نگه داری تا من تانر رو بگیرم
جونگ کوک:منم باهات میام
یونا:هیچکس همه باید دور باشن
یونگی:دیگه چی نخیر تهیونگ بریم
تهیونگ:اوکی پس بریم
یونا:ببینم جین و نامجون و جیهوپ کجان؟
جونگ کوک:دارن تجهیزات رو آماده میکنن
یونا:حواست به یوجین باشه اون نباید بلایی سرش بیاد
شیو:باشه
روز بعد
(یونا به تانر زنگ میزنه و میگه که میخواد ببینتش و تانر هم که از خداشه)
تانر :ببینم بازم میخوای بکشیم؟
یونا:نه میخوام باهات حرف بزنم همین
یونا:میدونم که تنها نیومدیولی اکه بخوای منو بگیری منم بهت قول میدم جلوی چشمات خودمو میکشم اونوقت دیگه دستت هم به من نمیرسه
تانر:باشه باشه....برید شما میخوام باهاش حرف بزنم
تانر:(پشتش به یونا هست که )میدونی که تو اولین کسی هستی که همه کاری براش میکنم؟
یونا:گود بای
تانر:ها؟(تا برمیگرده سوزن توی گردنش خالی میشه )
یونا:انجام شد بیاید داخل
جیمین:سلام یونا....باید ازت بترسم
یونا:دلت میاد؟
جونگ کوک:چون آدم که نیستی
یونا:چی گفتی ؟
جونگ کوک:هیچی
یونا:خوبه
شیو:یوناااا
یونا:بگو
شیو:داداشنو گرفتم اگر میخوایآزادش کنم باید همین الان بهم انقد پول بدی
یونا:جدیچقدر من عزیزم خودم پولم
جونگ کوک:بهش نگو
یونا:چی میگی؟
جونگ کوک:نگو عزیزم
یونا:به تو چه
یونگی:آفرین یونا دقیقا
ویو کار خونه
یوجین :چه خبره اینجا ؟من کجام
شیو:خوش اومدی کوچولو
یوجین:با بد کسی در افتادی
تانر:آخ سرم
یونا:نترس من مثل تو نکوبوندم تو کلت ولی به جاش تلافی میکنم
تانر:ها پس میخواستی منو بگیری
یونا:تا یه حدی فقط اعتراف کن تا قبل از اینکه پسرت رو بکشم
تانر:احمق من پسر ندارم
یونا:منم باور کردم
جیهون:ولم کنینن
تانر:جی...جیهونننن
یونا:تو که گفتی پسر نداری
تانر:بسههه
یونا:هههه من هنوز شروعش هم نکردم
چطور🤗
زن تانر:تو تو کی هستی ؟
یونا:نترس کاری بهتونندارم فقط به کمکت لازم دارمهمین
زن تانر:چی میخوای
یونا:میخوام تانر واقعی رو به همه نشون بدم خواهش میکنم بهم کمک کن
(میره داخل و ماجرا رو بهش توضیح میده و میاد بیرون و میره داخل ماشین )
یونگی:خبب؟
یونا:قبول کرددد
همه:یسسسس
یونا:فقط باید شیو یوجین رو دور نگه داری تا من تانر رو بگیرم
جونگ کوک:منم باهات میام
یونا:هیچکس همه باید دور باشن
یونگی:دیگه چی نخیر تهیونگ بریم
تهیونگ:اوکی پس بریم
یونا:ببینم جین و نامجون و جیهوپ کجان؟
جونگ کوک:دارن تجهیزات رو آماده میکنن
یونا:حواست به یوجین باشه اون نباید بلایی سرش بیاد
شیو:باشه
روز بعد
(یونا به تانر زنگ میزنه و میگه که میخواد ببینتش و تانر هم که از خداشه)
تانر :ببینم بازم میخوای بکشیم؟
یونا:نه میخوام باهات حرف بزنم همین
یونا:میدونم که تنها نیومدیولی اکه بخوای منو بگیری منم بهت قول میدم جلوی چشمات خودمو میکشم اونوقت دیگه دستت هم به من نمیرسه
تانر:باشه باشه....برید شما میخوام باهاش حرف بزنم
تانر:(پشتش به یونا هست که )میدونی که تو اولین کسی هستی که همه کاری براش میکنم؟
یونا:گود بای
تانر:ها؟(تا برمیگرده سوزن توی گردنش خالی میشه )
یونا:انجام شد بیاید داخل
جیمین:سلام یونا....باید ازت بترسم
یونا:دلت میاد؟
جونگ کوک:چون آدم که نیستی
یونا:چی گفتی ؟
جونگ کوک:هیچی
یونا:خوبه
شیو:یوناااا
یونا:بگو
شیو:داداشنو گرفتم اگر میخوایآزادش کنم باید همین الان بهم انقد پول بدی
یونا:جدیچقدر من عزیزم خودم پولم
جونگ کوک:بهش نگو
یونا:چی میگی؟
جونگ کوک:نگو عزیزم
یونا:به تو چه
یونگی:آفرین یونا دقیقا
ویو کار خونه
یوجین :چه خبره اینجا ؟من کجام
شیو:خوش اومدی کوچولو
یوجین:با بد کسی در افتادی
تانر:آخ سرم
یونا:نترس من مثل تو نکوبوندم تو کلت ولی به جاش تلافی میکنم
تانر:ها پس میخواستی منو بگیری
یونا:تا یه حدی فقط اعتراف کن تا قبل از اینکه پسرت رو بکشم
تانر:احمق من پسر ندارم
یونا:منم باور کردم
جیهون:ولم کنینن
تانر:جی...جیهونننن
یونا:تو که گفتی پسر نداری
تانر:بسههه
یونا:هههه من هنوز شروعش هم نکردم
چطور🤗
- ۱۰۳
- ۱۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط