#Part²

#Part²
- باشه دیگه ولم کن!
واسه بار هزارم تو این مدت از خودم پرسیدم که واقعا چرا وقتی حرصم میده و اذیتم میکنه مشکلی ندارم و چیزی بهش نمیگم‌؟! مث الان !
اصلا ولش کن مگه بیکارم به اینا فکر کنم ؟
پیاده شدم و با سرعت به سمت بابام رفتم و شروع کردم به سوال پرسیدن آخه تو ماشین جای ورجه وورجه نبود ...
- ویلاعه کجاس بابا ؟
- بندر انزلی
- عکس داری ازش؟خوشگله ؟
با صدای امران به اونطرف رفتم :
- بیا من عکس دارم
- هیععع چقدرخفن و خوشگله پسر !
- آره دیگه سلیقه منه
- میخوای باور کنم سلیقه توعه ؟تو سلیقه داری ؟
- کار خوبی نیست در مورد کسی که دوسش داری اینطور نظر بدی دخترم !
- کی گفته من تورو دوست دارم ؟
- چشمات !.
***
یکساعت و نیم بعد ویلا انزلی
بدون اینکه ویلا رو نگاه کنم‌ با برداشتن کوله و گوشیم دویدم بالا و به اولین اتاقی که رسیدم پریدم رو تختش
- آخ که چقدر خوابم میاد
- پاشو این اتاق منه
- یعنی چی مگه هتله اتاق رزرو کنی ؟
- من اینجارو از قبل انتخواب کرده بودم
- به من چه الان من اینجام
- منکه از اینجا نمیرم ... پس نظرت چیه دوتایی اینجا استراحت کنیم بچه ؟ هوم !
چه پارتییی
دیدگاه ها (۳)

My dady پارت①سانا: ات اتتتتت جواب سوال ۵ چی میشههات:...... س...

مافیای من

پارت پانزدهم صبح ویو تهیونگ: به سمت اتاق جونگکوک رفتم تا ببی...

lost leaves/رمان جیمین

اجبار به بدبختی پارت ۳۰

Part ¹⁰فلش بک به فردا صبح +با هانا سوار هواپیما شدیم ۱۱ ساعت...

عشق منp۵۶کوک:میخواستی اون جونگهیون عوضی براش پدری کنه بگو ا‌...

𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑴𝒊𝒏𝒆Part 2صبح روز بعدآرین روی تخت نشسته بود و با گوشی‌...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ماشین جلوی دروازه‌ی بزرگ مشکی ...

Love you پارت سیزدهم&اول تو برو دوش بگیر-یا چ فرقی دار هردو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط