{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part ¹⁰

Part ¹⁰


فلش بک به فردا صبح


+با هانا سوار هواپیما شدیم ۱۱ ساعت تا پاریس راه داشتیم فیلم نگاه کردیم حرف زدیم غذا خوردیم و عین یه خرس خوابیدیم

+هانا . هانا . هانا بیدار شو دیگه هواپیما رو زمین نشست تو هنوز خوابی
&ها چی شده (خوابالود)
+عنتر بیدار شو ما الان تو خاک پاریسیم
& واقعا خب باشه واستا ببینم ما هنوز رو هواییم که
+خلبان اعلام کرد تا سه دقیقه دیگه روی زمینیم آخ چقدر دلم یه خرید مفصل می خواد
&پایتم رفیق





+عررررررر چه خونه جیگریه پشمام
&اره دیگه خودت گفتی البته اینو گارسون پیشنهاد کرد
+من برم لباسمو عوض کنم



+رفتم داخل اتاق لباسامو کلا در آوردم حتی سو.تینمو یه لباس ساتن آبی رنگ دلبر برداشتم با یه شلوار راسته خنک و راحت تنم کردم رفتم بیرون
&جونننن چه جیگری
+کثافت (با خنده)
&بچه لباس زیرت کو
+بابا ما دوتاییم کی می خواد بیاد اینجا راحت باش
دیدم رفت تو اتاق
+حالا که داری میری تو اتاق از داخل کیفم دوتا کش مو بردار بیار
&اوکی رفتم لباسمو با یه نیم تنه سفید و شلوارک تا زیر زانو مشکی تنم کردم و کش مو ها رو به آنا دادم

+دستت درد نکنه می خواستم موهامو گوجه ای کنم

موهامو گوجه ای کردم رفتم غذا بپزم

~هانا به روی اپن نشست و نگاهی به آنا انداخت
&میگم
+هوم
&پایه هستی امشب بریم بار ؟
+(لبخند مرموز و خبیثانه) چرا که نه می خوام باز ترین لباسمو بپوشم امشب می خوام خوش بگذره البته بذار یکم با حیا باشم لباسم زیادی باز نباشه
& منم همینطور



لباس انا پست بعدی


حمایت؟
دیدگاه ها (۰)

p¹ویو هانا-امروز مادربزرگ بهم گفت که یه مهمونی برگزار کرده و...

سیلام 🎀🧸 بریم برای پارت گذاری ؟بزن بریممممممویو«نامجون»با صد...

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part51چون مامانم واسه شام صدام زدرفتم شام و ب...

رمان :تا وقتی عاشقت شدم

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "6۴"☆ویو هانا☆چند دقیقه گذشت.دیگه گریه نمی‌کردم، ا...

پارت یک هانا و یونگی نقش اصلی داستان ویو هانا من یه دختر بدب...

رمان آیدل پارت ۴ فلش بک به صبح: با صدای مامانم که داشت سرم د...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط