sosw
۲۳۰
پسند
عارفی را دیدند مشعلی و جام آبی در دست
عارفی را دیدند مشعلی و جام آبی در دست
پرسیدند کجا می روی؟
گفت: می روم با آتش بهشت را بسوزانم
و با آب جهنم را خاموش کنم
تا مردم خدا را فقط به خاطر عشق به او
بپرستند نه به خاطر عیاشی در بهشت
و ترس از آتش جهنم
دانلود
۱.۹k
۲۳ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (
۲۰
)
موسیقی
حکایت شنیــــــــدنی از ملانصرالدین از ملانصرالدین پرسیدند:...
تقدیم به مادر شهیدمون💔🖤🤍دیر آمدم دیر آمدم در داشت میسوختهیئ...
داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان میتپید» به نویسندگی رز...
سایههای کلاغپارت چهلویکم | نامهای که هیچوقت فرستاده نشدس...
𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِوقتی ساحران دیدند حقیقت...
✨ تشکر قبل از خواب؛ قرار عاشقانه با خدا ✨🌙💚 بسم الله الرحمن ...
قایقی خواهم ساخت ..
عاشقانه های شبنم
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین