{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ممکنه یک روز دستات رو برای مدتی طولانی رها کنم ولی نمیتون

ممکنه یک روز دستات رو برای مدتی طولانی رها کنم ولی نمیتونم گرمای دستات رو از یاد ببرم کاش بدانی که رها کردنت چه سخت است حتی اگه تو را از ذهنم پاک کنم خاطره ها پاک نمیشوند حتی اگه برنگردی در جایی از وجودت منتظرت میمانم هنگامی که دیگر زمانی برایم نماند سرنوشت باز هم راهت را به سمت من کج میکند امیدوارم اینگونه شود •:))
«My dialogues»
#دیالوگ
@Neriya_a
♡🌱🌱🌱🌱"🌿"🌱🌱🌱🌱♡
دیدگاه ها (۰)

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت 12ویو کوکبارون ...

خنده ی ممنوعه.

Destiny part 12

شب التیام.

Custom bride part : 11

برادر ناتنی

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۵۰_مطب های "دکتر روا...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۵: رقصِ تیغ‌هاصدایِ قلبم رو که توی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط