{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Custom bride part : 11

پشت کلارا رفتم فکر کردم ممکنه سرما بخوره و کمی از روکش ها رو روی بدنش کشیدم اون توی خواب کمی ناله کرد و من در حالی که اون کمی حرکت میکرد تا من رو در آغوش بگیره بی حرکت موندم
بعد از اینکه آروم شد سرم رو کنار سرش گذاشتم و صورتم رو بین موهاش فرو کردم بوی سیب تازه چیده شده و خونه میداد این فوق العاده ترین چیزیه که توی زندگی ام استشمام کردم و وقتی به خواب رفتم می تونستم لبخند رو روی صورتم حس کنم
اون خونه ی منه
┈┈┈°•๛•°┈┈┈
_کلارا_
در آغوشش ذوب شدم عاشق این احساسم که آغوشش اطراف منه احساس میکنم عزیز و دوست داشتنی ام حتی اگه واقعی نباشه برای مدتی بیشتر توی اغوشش موندم آخرین باری که یکی در آغوشم گرفته باشه رو به یاد نمیارم شاید وقتی بچه بودم؟
با این فکر طیفی از احساسات توی وجودم جاری شد
من و مادرم همدیگه رو دوست داشتیم اما اون خیلی مهربون نبود
عطرش رو استشمام کردم در حالی که کمی بیشتر به سمتم متمایل شد و لب‌هاش رو روی گردنم قرار داد
هنوز بوی خورشید میداد اما این بار با مخلوطی از صابون
نباید تعجب کنم که وقتی گفتم روی مبل بخوابه کارساز نبوده به نظر نمیرسید از اون مدل مردهایی باشه که بتونی بهش دستور بدی
وقتی حرف میزد همه از سرجاشون میپریدن من شرط میبندم حتی زمانی که پسر کوچولو بوده احتمالاً همینطوری رفتار میکرده تصویری در ذهنم اومد
پسری با موهای تیره و کوچک رو تصور کردم که کلاه گاوچرانی بر سر داره که براش کمی بزرگه اما هنوز اون قیافه فرمانبردار رو توی چهره اش هویداست حدس میزنم نامجون میتونه یک گاو نر رو متوقف کنه
نمیدونم از اینکه اون با من به رختخواب اومده باید عصبانی باشم یا نه اما اینجا خونه اونه و ما داریم ازدواج می کنیم
خب فکر میکنم به هر حال قراره اینکارو کنیم اون دیشب وقتی گفتم باید عروسی که باب میلش بوده رو انتخاب میکرده دنبالم نیومد یا حرفم رو رد نکرد
اگرچه در حال حاضر به نظر میرسید که اون من رو خیلی دوست داره اون مرد هنوز خودش رو به درستی به من معرفی نکرده اما انگار نمیتونه دستش رو از من دور کنه
در حال حاضر اون من رو محکم توی اغوشش قفل کرده برای خلاص شدن از دستش بدون اینکه بیدارش کنم باید خیلی محتاط عمل کنم مدام به خودم می‌گفتم از روی تخت بلند شو باید صبحانه رو قبل از اینکه بقیه بلند بشن شروع کنم اما اینجا دراز کشیده بودم و میخواستم رایحه اش رو نفس بکشم
وقتی بالاخره دیدم که پرتویی از نور از پنجره به داخل می تابه به آرامی خودم رو از آغوشش آزاد کردم تا بتونم از تخت بیرون بیام
برگشتم تا نگاهش کنم اما اتاق هنوز اونقدر تاریک بود که نمیتونستم خوب ببینم با نوک پا به سمت در رفتم کیفم رو از روی زمین برداشتم قبل از اینکه در رو تا جایی که میتونم به آرامی پشت سرم ببندم
ترجیح میدم یک بار دیگه از حمام توی راهرو استفاده کنم تا از بیدار شدن کش جلوگیری کنم
سریع دوش گرفتم روتین صبحگاهیم رو انجام دادم و شلوارک جین و تیشرت سفیدم رو پوشیدم میخوام در سریع ترین زمان ممکن کار رو انجام بدم از الان حس میکنم از کارهام عقب موندم میدونم که مردها هر لحظه دنبال صبحانه اشون هستن نمیخوام شروع بدی داشته باشم کمی خجالت میکشیدم که جلوی همه اشون اونطوری داد زدم و عصبانی شدم
وقتی به آشپزخونه رسیدم شروع به بیرون آوردن همه وسایل کردم تا تخم مرغ بیکن و مقداری نان تست درست کنم با وجود مواد غذایی‌ها این تنها گزینه منه
واقعاً باید امروز به شهر برم و چند تا مواد غذایی بخرم اگه بخوام برای یک هفته کامل مواد غذایی انبار کنم باید با کامیون بریم شاید نامجون به من اجازه بده یکی از مردها رو برای کمک با خودم ببرم
بیکن رو برگردوندم اما وقتی صدایی شبیه به دویدن کسی جلوی در و فحش دادن زیر لبی رو شنیدم به بالا نگاه کردم سپس صدای یک ضربه آرام به در شنیده شد وقتی قفل رو چرخوندم و در رو باز کردم براندون رو دیدم همون مردی که دیروز برای جعبه کمک‌های اولیه وارد شده بود
اون در حالی که کلاه گاوچرانیش در دستش بود سرش رو مالید یک لکه قرمز روی پیشانی اش ایجاد شده بود

سلام به خوشگلا‌ی خودم اینم از پارت جدید دومون امیدوارم که لذت برده باشید از دو تا پارت جذابمون
لایک : ۴۷
کامنت : ۳۶
ری‌پست : 7
و اینکه پارت دهم داخل پیج اروتیک‌ هست
دیدگاه ها (۶۴)

Custom bride part : 9

My lovely neighbor part : 71

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط