سناریو بی تی اس

سناریو بی تی اس

[ وقتی دیر برگشتن خونه و عصبانی یی]

نامجون: چاگیا ببخشید...اصلا بیا بریم بیرون یکم هوا بخوریم
ا.ت:نه بجایه هوا زولبیا بخوریم(زو لبیا😂😂)

جین: خودتو لوس نکن کارم طول کشید

ا. ت: چرا انقد دیر اومدی؟
شوگا: دوس داشتم

جیهوپ: از این به بعد سعی میکنم زود بیام

جیمین: حالا اومدم دیگه
ا. ت: دیگه نمی زارم از خونه بری
جیمین: 😐😐

تهیونگ: انقد غر نزن برو یه چایی بیار
ا. ت: نمی خوام
تهیونگ: میگم برو بیار
ا. ت: میگم نمی خوام
تهیونگ: خدایا چه گناهی کردم که گیر این افتادم

کوک: ترسیدی؟
ا. ت: نه
کوک: بیا بریم اتاق از دلت در بیارم
دیدگاه ها (۹)

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

رمان : رفتار سرد

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

سناریو🎀وقتی میری خونه مامان باباش[دوست پسرتن]مامانش:خوش اومد...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 5 | یک قدم نزدیک‌ترروزهای بعد، چیزی بین ا/ت و جیم...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط