{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

که یهو رستوران منفجر شد

که یهو رستوران منفجر شد
کوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خارج شد
کوک : ا. ت خوبی؟
ا. ت: من خوبم چرا این طوری شد؟
کوک : نمیدونم بیا برگردیم خونه
ا.ت : خیله خوب
کوک و ا. ت رسیدن خونه
کوک : ا. ت بیا برات نودل درست کردم
ا. ت : اومدم.. اتفاق امشب ترسناک بود
کوک : مهم نیست عزیزم باید به فردا فکر کنی فردا منو تو ازدواج میکنیم
ا. ت : درسته میتونی فردا مامانمو آز بیمارستان بیاری تالار؟؟
کوک : معلومه که میتونم میگم با ماشین بیارنش فردا ساعت 6 صبح میکاب آرتیست و شینیون کارو میارم خونه تا امادت کنن برای مامان هم لباس گرفتم نگران نباش


تلویزیون : امروز یکی آز مهم ترین رستوران های شهر سئول منفجر شد ظاهرا کار چند تروریست بوده و هدف رستوران نبوده بلکه بانک کنار رستوران بوده
پلیس میگه تروریست ها و دست گیر کرده
این اتفاق 5 زخمی داشته...

کوک : بیا عزیزم ببین دیدی گفتم نگران نباش خیلی خوش حالم که سالم هستی الانم برو استراحت کن

ا. ت : باشه شب بخیر
کوک : شب بخیر عزیزم

فردا صبح


بچه ها پارت بعدی فیک تموم میشه مایل به فصل بعد هستید؟؟؟؟
دیدگاه ها (۰)

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟠: راز فاش‌شدهصبح روز بعد، دانشگاه مثل همیش...

سناریو🎀وقتی میری خونه مامان باباش[دوست پسرتن]مامانش:خوش اومد...

سناریو ناگی پارت ۲

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط