#بعــد تو گرفتــ جلــو چشمامــ رو اشکــ#

#بعــد تو گرفتــ جلــو چشمامــ رو اشکــ#

#بعــد تو نفهمیدمــ چطــور یک سالــ گذشتــ#

#اهــ# صبر کنــ بگیرمــ یهــ کامــ دیهــ#

#بگمــ بعــد تــو دستــو و دلمــ بهــ کار نمیرهــ#

#وقتیــ دیدمــ تو بغلــ اونــ جــا میشیــ عزیزمــ#

#بعــد تــو بود کهــ منــ بــا هــر لــاشیــ پریدمــ#

#بعــد تو منــ بایــد تو دکــور بشینمــ#

#بعــد تــو بــود کهــ منــ خودمــ رو بهــ گوهــ کشیدمــ#
دیدگاه ها (۱)

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و p25ویو هیونجین اه ات چرا ن...

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

DESTINY#برگ_۱ویو ات بعد از دوسال بازگشت به سئول و کشور خودم ...

Cruel Love پارت ۱۱-:از خدا تم باشه همه ارزوشون با من حرف بزن...

محو زیبایی او پارت ۴۳ویو رزا با درد زانو به خودم میپیچیدم! ک...

پارت ۶: فاجعه‌ی بالاتنه لخت!آروم دسته‌ی چمدونم رو کشیدم و یو...

پارت ۲

عشق میان ما پارت ۳

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پارت ۲ ویو ا.ت فضای بینمون کمی آروم شده بود با دستم آروم اشک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط