{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشد یک لحظه از یادت جدا دل

نشد یک لحظه از یادت جدا دل

زهی دل،آفرین دل،مرحبا دل


ز دستش یک دم آسایش ندارم

نمی دانم چه باید کرد با دل


هزاران بار منعش کردم از عشق

مگر برگشت از راه خطا دل


به چشمانت مرا دل مبتلا کرد

فلاکت دل،مصیبت دل،بلا دل


از این دل،داد من بستان خدایا

ز دستش،تا به کی گویم خدا دل


درون سینه آهی هم ندارم

ستم کش دل،پریشان دل،گدا دل


به تاری گردنش را بسته زلفت

فقیر و عاجز و بی دست و پا دل


بشد خاک و ز کویت برنخیزد

زهی ثابت قدم دل،با وفا دل


ز عشق و دل دگر از من مپرسید

چو عشق آمد،کجا عقل و کجا دل!


تو " لاهوتی " ز دل نالی،دل از تو

حیا کن،یا تو ساکت باش یا دل
دیدگاه ها (۲)

عاشقانه های شبنم

نشد یک لحظه از یادت جدا دلزهی دل، آفرین دل، مرحبا دلز دستش ی...

نشد یک لحظه از یادت جدا دلزهی دل، آفرین دل، مرحبا دل ز دستش ...

نشد یک لحظه از یادت جدا دل؛زهی دل، آفرین دل، مرحبا دل!ز دستش...

نشد یک لحظه از یادت جدا دلزهی دل! آفرین دل! مرحبا دل!زدستش ی...

نشد یک لحظه از یادت جدا دلزهی دل! آفرین دل! مرحبا دل!زدستش ی...

نشد یک لحظه از یادت جدا دلزهی دل! آفرین دل! مرحبا دل!زدستش ی...

نشد یک لحظه از یادت جدا دل ،زهی دل ،آفرین دل ، مرحبا دلزدستش...

نشد یک لحظه از یادَت جُدا دلزَهی دل! آفرین دل! مَرحَبا دل!  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط