{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آدم فکر می کنه آدمای غمگین نشستن زانو در بغل، شر شر اشک م

آدم فکر می کنه آدمای غمگین نشستن زانو در بغل، شر شر اشک می ریزن و یه بغل دستمال دماغی جلوشونه. ولی اندوه در بزرگسالی زیر پوست جریان داره، هیچکس چیزی که در رگ هامون جاریه رو نمی بینه ..
دیدگاه ها (۲)

از ترس تا اعتمادpart: 9«آخر» ...

قلبش داشت مثل ریتم‌های سنگینِ تراک‌های جدیدش می‌کوبید. توی ذ...

شاهکاری به نام دروغ

سناریو تهیونگ

قسمت ۹(بخش دوم)

#ShadowsoRegretتک پارتی در خواستی از تهیونگ و آتتهیونگ:کردی ...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} خنگ و گوگولی و درعین حال مهربون و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط