{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"انتقام شجاعانه "

"انتقام شجاعانه "
اپیزود ۱۲
بعد دو روز مرخص شدیم
وقتی رفتیم مدرسه شانس گندمون با معلم ریاضی باز دو زنگ کلاس داشتیم زنگ اول و زنگ آخر خیلی بدتر از دفعه قبلی نگامون میکرد که احساس می‌کردم الان میاد میخورتمون تو گوش باجی گفتم " این چرا اینجوری نگامون میکنه ؟ "
باجی " از زخم و زیلی شدنمون کی اینجوری نگا نمیکنه لابد باز میخواد بازجویی مون کنه "
یوکی " امیدوارم که اینکارو نکنه "
زنگ هنر شد . معلم هنرمون بدتر نگامون میکرد ولم میخواست همونجا محو بشم چون داشت به پام نگا میکرد و ... یه دفه اومد سمتم "نقاشی قشنگی کشیدی با اینکه دستت شکسته ببینم تازه واردی ؟ "
یوکی " ممنونم آقا بله تازه اومدم به این مدرسه "
معلم هنر " چه اتفاقی برات افتاده ؟ "
یوکی " فقط یه دعوای ساده بود ... "
معلم هنر " مراقب خودت باش "
یوکی " چشم "
احساس میکردم یه منحرفه برای همین رفتم پیش باجی
یوکی " باجی احساس میکنم این آقا عه یه منحرفه ... "
باجی " چطور مگه؟ "
یوکی " همش داره به پام نگا میکنه "
باجی به معلمه نگا کرد یه چش غره ای براش رفت منم ترسیدم واقعیتش
مدرسه که تموم شد باجی بهم گفت برای جبران کمک دیروزش میخواد بریم شهر بازی و منم اوکی دادم که بریم
دیدگاه ها (۰)

spy x love

Part 10

دروغی که واقعی شد(گومن بعد صد سال دادم)

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: ۳(وی...

شوگا: ات برای. به هوش اومیدن به اومید نیاز داره. اگه اینجور...

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

آخرین جمله رو با گچ سفید نوشت و دستشو از تخته برداشت."خیلی خ...

جدایی

The Queen of My Heart ❤️👑پارت ۴۹ویو لیا:از پله‌ها رفتم بالا ...

پارت سی چهار🔥عشق ابدی ما🔥شدو: خودم رو رسوندم به سونیک دستش ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط