اما پای من این جا گیر است؛

اما پای من این جا گیر است؛
به مرغی می‌مانم که پایش را به نخ بسته باشند،
همینه که مدام دور خودم می گردم،
دور این کوچه‌ها و خرابه‌ها می‌گردم،
شده‌ام لنگه‌ی جغدها.
شاید هم خود آن‌ها.

👤محمود دولت آبادی
📚کلیدر
دیدگاه ها (۱)

دلتنگم... دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،شعر می‌...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

آدم‌ها فکر می‌کنند رفتن، نقطه‌ی پایانِ یک رابطه است؛ اما حقی...

بزرگسالی این شکلیه که شاید غمگین نباشی ولی دیگه خیلی‌ام خوشح...

موسیقی

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

چند پارتی بازی ممنوع

*🔴 بیانیهٔ صریحِ دُکتِرینِ حَد / معماریِ قدرت: بهرام محمدی(پ...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط