بخاطر مساوی شدن رأی غمگین یا شاد هردو رو مینویسم 🙂🌈

بخاطر مساوی شدن رأی غمگین یا شاد هردو رو مینویسم 🙂🌈

ورژن غمگین
دکتر: همراه خانم هوانگ جو
اعضا: ماییم
دکتر: شما چه نسبتی با بیمار دارین؟
اعضا: ما دوستاشیم
دکتر: خاب شما خبر داشتید که این خانم.. کم خونی داره؟
نامجون: نه
دکتر: خاب این دوستتون کم خونی شدد داره.. و بخاطر خونریزی که داشت خون زیادی از دست داده و بخاطر همین هوشیاریش خیلی پایین اومده.
باید بگم که زیاد امیدوار نباشین بهش...
اعضا تعادل خودشونو از دست دادن و افتادن روی زمین
کوک: نه نه.. نه نباید اینجوری شهههه
(پرش به یک سال بعد)
ویو کوک
امروز اون روزِ دقیق یکسالی میشه که لارا تو کماس.. چند باری دکترا ازمون خواستن که دستگاهارو بکشن چون هیچ امیدی دیگه نیست
امروز هم مثل هروز به یه دست گل بزرگ وارد اتاق لارا شدم اعضا هم باهام بودن جز جیمین چون تو کمپانی باید یسری قرار داد رو امضا میکرد دیر تر میومد
دسته گل رو روی میز بغل تخت گذاشتم
کوک: لا...
تا اومدم حرفمو ادامه بدم دستگاها صدا خورد به ثانیه نکشید که کلی دکتر و پرستار وارد اتاق شدن..
متوجه نشدم چجوری از اتاق بیرونم کردن ولی وقتی به خودم اومدم که داشتن روی لارا پارچه سفید مینداختن
کوک: نه نه نه.. لارا نهههه... من معذرت میخوام پاشو... همه رفتارام شوخی بودپاشووو
از شونه های لارا گرفت و تلاش کرد اونا بلند کنه
اعضا جلوشو گرفتنو کشیدنش کنار
ویو جیمین
با یه دست گلی که توش کلی خرس های کوچولو داشت وارد بیمارستان شدم خواستم از بخس اورژانس برم به بخش که لارا رو ببینم ولی باچیزی که از توی تلویزیون شنیدم شوکه شدم
مجری: طبق اخرین خبر هایی که به دستمون رسید هوانگ جو لارا ایدل کمپانی بیگ هیت امروز در بیمارستان پس از بستری بودن و در کما بودن به مدتت یک سال فوت شد... تسلیت عرض میکنم به خانواده اشون.. امیدوارم حالشون هرجا که هستن خوب باشه
سریع به طرف اتاق لارا رفتم اعضا رو دیدم که روی زمین نشستن و دارن گریه میکننن
جیمین: نه نه این واقعیت نداره
(پرش به فردا ظهر)
ویو کوک
چند ساعتی از وقتی که لارا رو به خاک سپردیم میگذره
فکر اینکه دیگه نمیتونم ببینمش دیوونم میکنه
کاش میتونستم برگردم به عقب و همچیز رو جبران کنم ولی الان دیگه خیلی دیره....



پـــــایــــــان ورژن غمگین 😔
دیدگاه ها (۵)

**Part *صندلی عقب داد و نشست.دستش مشت شده روی کابینت گذاشته ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁹ویو: اتدست جونگ‌کوک هنوز توی دست...

P10 .PRISAN MAFIA.

چند پارتی

پارت چهارهم ویو الا همون زمانی که جونگکوک و ات باهم بودن لار...

عشق خیانت انتقام

جوانه عشق در قلبی سنگی))part:16ویولارابا دردی از سمت سی/نم ...

my neighbour childhood friend:part9:ویو یونگی:یهو مامان جونگ...

وقتی دوست صمیمی بودین ولی اون دوست دختر داشت یه روز. . .. کس...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸ویو میکا_____چند ثانیه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط