{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حرمت نگه دار دلم... گلم... کین اشکها خونبهای عمر رفته من

حرمت نگه دار دلم... گلم... کین اشکها خونبهای عمر رفته من است
میراث من نه به قید قرعه نه به حکم عرف
یکجا سند زده ام همه را به حرمت چشمانت به نام تو
مهر و موم شده با آتش سیگار و متبرک ملعون
کتیبه خوان خطوط قبایل دور
این..
این سرگذشت کودکیست که به سرانگشت پا
هرگز دستش به شاخۀ هیچ آرزویی نرسیده است
هر شب گرسنه می خوابید
چند و چرا نمی شناخت دلش
گرسنگی شرط بقا بود به آیین قبیله مهربانش
پس گریه کن مرا به طراوت
به دلی که می گریست بر اسب واژگون کتاب دروغ تاریخش و
آواز می خواند ریاضیات را در سمفونی باشکوه جدول ضرب با همکلاسیها
دو دوتا... چارتا
چاچارتا...
پپنج تا...
ششش تا...
در یازده سالگی پا به دنیای شگفت کفش نهاد
با سر تراشیده و کت بلندی که از سر زانوانش می گذشت
با بوی کندۀ بد سوز و نفت و عرق های کهنۀ...
آری...
دلم ... گلم... این اشکها خونبهای عمر رفتۀ من است
دلم ... گلم... این اشکها خونبهای عمر رفتۀ من است
دیدگاه ها (۲)

اری، گلم دلم حرمت نگه دار ک این اشکها خونبهای عمر رفته من اس...

آری گلم...دلم...حرمت نگهدار که این اشکها خونبهای عمر از دست ...

اری. گلم دلم حرمت نگه دار کاین اشکها خونبهای عمر رفته من است...

حرمت نگه داردلمگلمکین اشک ها خون بهای عمر رفته ی من استسرگذش...

حراج کردم همه رازهایم را یک جادلقک شدم با دماغ پینوکیوو بوته...

حسین پناهی:حراج کردم همه رازهایم را یک جادلقک شدم با دماغ پی...

آری گلم! دلم!حرمت نگه داركه اين اشک‌ها خون‌بهای عمر رفته‌ی م...

ڪفايت می‌ڪرد مرا حرمت آويشنمرا مهـتاب مرا لبخـندو آويـشن، حر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط