{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخواهم دور شوم از این جای غریب...

میخواهم دور شوم از این جای غریب...
نقش زنم خاک را...بنوشم تاک را...
ببویم آب را...بنویسم مهتاب...بنگارم شبتاب...
که در آن دور دست...میزند دل به دریا مردی...که آب دیده ی کویرست و خواب دیده ی دریا...
من همانم که زند نقشو بَرَد خواب...ز چشم خاکیان رو رفته...بدان که مثال های من،مَن زِلِ زلزال است...
بنگارم آفاق که در دور دست ها مردیست...
که نشاید نهد کوزه ای بر سر دروازه ی شهر...ولی انرا به خانه روا میدارد...نتوان گفت جوانک...تو چرا گریه روا میداری به رُخَت!نتوان گفت تو چرا درد به پای خودت مینهی...که امیدواریت امیدارم کند مردم آنسوی آب را...بزن ای دل،دل به دریا ها...که ناامیدان به امیدت،امیدوارند...
مینویسم مهتاب...مینگارم ماه را...
تا توانم رهنما باشم بر این آب زلال...
که زلال است این خاک غریب ور ننهی دل بر سرِ راه رقیب...
خاص و عام دلت ای دوست...مزن بر آب،ای دوست...
که سرانجام این ره طولانی این است:بازگشت به اینجای غریب

.اسم نویسندش خیلی عجیب غریب بود ولی چون شرح حال خودم بود گذاشتم...
دیدگاه ها (۹)

قایقی خواهم ساخت ..

تو نمی‌دونی ولی باد لای موهات منم. اون شب که درد داری، گرمی ...

### پارت ۸: پیمانِ شکستهبوی تندِ نم، آهنِ زنگ‌زده و دریا، او...

Between Sleep and Breath

🌲🏔️📸 ۳ لوکیشن دیدنی و تماشایی مازندران! 😍🤩🌿✨📍🇮🇷🌳 مازندران فق...

کپشن 🙏👇اینکه یک گناه در جامعه رواج فراوانی داشته باشد دلیل ب...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۰

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p94شب، جنگل رو بلعیده بود.نور چراغ جلوی ...

ستارالعیوب!ستارالعیوب!عباسقلی خان فرد ثروتمند و در عین حال خ...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۱۳:سه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط