پارت2

پارت2


^: سلام خانم کوچولو
*: چی از جونم میخوای هاااا ولم کن بزار برم ولم کن
^: باشه ولی باید یه چیزی ازت بخوام
*: چی می خوای بگو بدم فقط ولم کن
^: میدونی چی میخوام
ویو ا.ت
اینو که گفت روم خیمه زد
^: من این موچی های سفیدو میخوام
*: با استرس شدیدی به چشم هاش نگاه میکردم دستامو بسته بودن نمیتوستم مانعش بشم برای همین خیلی زود لباس خودشو در اورد لباس منم جر داد خیلی خجالت میکشیدم چون الان جلوش فقط با شر*ت و سو* تین بودم که دیدم یواش داره سو* تینمو در میاره ( در اورد)
سینه هامو داشت میمکید سرشون رو کبود میکرد که یک هو چیزی داخلم حس کردم که فهمیدم داخلم کرده که بدون اینکه عادت کنم تند تند تل* مبه مبزد منم هم از دهنم در اومد که گفتم: ددی بیشتر بیشترررر
^: چقد زود پتر خاله میشی ولی باشع بیب و شروع کرد به محکم زرد


صبح
ویو ا.ت
صبح با دل دردی شدید از خواب بیدار شدم اونقدری درد داشتم که کوک هم بیدار شد من رو تو بغلش گرفت و معدمو ماساژ داد و منو برد حموم
^: ا.ت....ا.ت بیا صبحونه بخوریم
*: اومدمممم بعددصبحونه کوک چرا اونکارو با من کردی تو که نه مند میشناسی نه من تو رو میشناسم
لطفا جواب بده

بنظبتون جواب کوک چیه?
دیدگاه ها (۰)

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

سناریو هانما پارت اخر

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟠: راز فاش‌شدهصبح روز بعد، دانشگاه مثل همیش...

تکپارتی جونگ کوک

تکپارتی (ولی توی عکس اشتباه شده)وقتی حامله بودی (درخواستی)ا/...

تهیونگ پرسید: بچه مگه شما کرم دارینکوک و ا/ت: هاالیسا: ببین ...

True Love③⑤شبتهیونگ: این ا/ت نبود مطمئنم این ا/ت نبود من ا/ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط