{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام....

سلام....
دلم گرفته بود گفتم یذره اینجا حرف بزنم....
کاش همه از نیت کارم با خبر بودن...
کاش همه میفهمیدن دلیل این کارام چیه....
کاش خدا میومد پایین از آسمون,بعد میزد رو شونم و میگفت:
خسته نباشی احمد جان.....من داشتم از اون بالا نگاهت میکردم....
آفرین....کارت خوب بود....من از نیتت باخبرم...
یا اگه کارم اشتباهه و خودم خبر ندارم خدامیومد پایین و یه کشیده میزد تو گوشم....
خدایا....
قلبم داره از جاش کنده میشه....
حالم بده.....احساس بدی دارم....
کاش میشد بیام پیشت خدا.....
نمیخوام بیام خونت...چون میدونم خونه نیستی....
توهمیشه میری خونه کسایی که بهت نیاز دارن....الان منم بهت نیاز دارم....
ولی خونم مرتب نیست.....هنوز آماده نیستم واسه پذیرایی کردن ازت.....
اگه میشه بیابریم یکم تو آسمون قدم بزنیم....
قول میدم زیادوقتتو نگیرم....
قول میدم پسیر خوبی باشم....فقط بهم بگو میای....
منتظرجوابتم خدا....
"برای تو نوشتم,تو به نیت هرکس که دوستش داری بخوان"
"A77"

طوریم نیست ، خورد و خمیرم فقط همین
کم مانده است بی تو بمیرم فقط همین
از هر چه هست و نیست گذشتم ولی هنوز
در مرز چشمان تو گیرم ،‌ فقط همین
با دیدنت زبـان دلـم بنـد آمده اسـت
شاعــر شدم که لال نمیرم ،‌فقـــط همین
دیدگاه ها (۳۸)

پارت ۶

تکپارتی تهکوک ★ یک دقیقه تا فردا هوا بارونی بود و دو سالی می...

فیک تهیونگ

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.15هوپی:خودتو اذیت نکنکوک:باشه..تو ...

you like it پارت⁸لباسش که پایین تخت بود و جلوش گرفت و با صدا...

بررادر ناتنی فصل3part 7 دلهره ی شدیدی توی دل ات به وجود اومد...

Enemys Embrsce [ part ۲۲ ]

جدایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط