سناریو توکیو ریونجز:
سناریو توکیو ریونجز:
مایکی:جلسه انتخواب فرمانده سوم رو شروع میکنیم.
په یان:من اینجا چه کارم؟
مایکی:تو سیشتیر کن باباو
په یان افسرده شد و نشست و شروع به ناله کرد
تاکمیتچی(خود مایکی گفته اینجوری صداش کنیم):په یان من با هینا قهر کردم
په یان:خب به تخمم
تاکمیتچی:خب ببین (حرف انگیزه شی)منم عین تو افسرده ام اما باید روی پاهامون بایستیم
په یان:واییییی تو راس میگی من نباید افسرده شم
میتسویا:بچها کسی لونا رو ندیده آوردمش بیرون تا حیوون خونگیمون رو بگردونه(اون یکی خوهرش)
کازو_اهم اهم ببخشید موزوتورا:مگه تو نگفتی اون شبیه فرشته هاس؟
میتسویا:آره ولی حالا چه ربطی داش؟
کاز_موزوتورا:آهه منم از خونمون انداختمش پایین تا پرواز کنه
میتسویا افسرده میشود و میرود خانه
مایکی:خب من برای کاپیتان دسته سوم کیساکی رو انتخاب میکنم
همه:ککصصصخللیییی؟
مایکی:بله هستم چطور؟
همه زبونشون رو گاز میگیرن و به گوه خوردن میوفتن
از اون ور ران وارد میشود:ریندو کثافت شیر کاکائو منو تو خوردی؟
ریندو:خودتم ماکارانی منو خوردی پسمنم انتقام گرفتم
*خوددرگیری*
مایکی:یا هردو بس میکنید و زنده میمونید یا هردو ادامه میدید بگا میرید
کیساکی:آه..من...حامله ام
هانما:وای بلاخره دارم مادر_پدر میشم واییییی
همه:(درحال خوندن قرآن کریم همراه تسبیح)
مایکی:بچها لطفا یه دقیقه جفت گیری نکنید ببینیم کی به کیه. کی با کیه. کی رو کیه.کی تو کیه
منه بدبخت اینجا دارم عین اسکولا فقط دارم زر میزنم خب جفت گیری نکنید یه دقیقهه
مایکی:جلسه انتخواب فرمانده سوم رو شروع میکنیم.
په یان:من اینجا چه کارم؟
مایکی:تو سیشتیر کن باباو
په یان افسرده شد و نشست و شروع به ناله کرد
تاکمیتچی(خود مایکی گفته اینجوری صداش کنیم):په یان من با هینا قهر کردم
په یان:خب به تخمم
تاکمیتچی:خب ببین (حرف انگیزه شی)منم عین تو افسرده ام اما باید روی پاهامون بایستیم
په یان:واییییی تو راس میگی من نباید افسرده شم
میتسویا:بچها کسی لونا رو ندیده آوردمش بیرون تا حیوون خونگیمون رو بگردونه(اون یکی خوهرش)
کازو_اهم اهم ببخشید موزوتورا:مگه تو نگفتی اون شبیه فرشته هاس؟
میتسویا:آره ولی حالا چه ربطی داش؟
کاز_موزوتورا:آهه منم از خونمون انداختمش پایین تا پرواز کنه
میتسویا افسرده میشود و میرود خانه
مایکی:خب من برای کاپیتان دسته سوم کیساکی رو انتخاب میکنم
همه:ککصصصخللیییی؟
مایکی:بله هستم چطور؟
همه زبونشون رو گاز میگیرن و به گوه خوردن میوفتن
از اون ور ران وارد میشود:ریندو کثافت شیر کاکائو منو تو خوردی؟
ریندو:خودتم ماکارانی منو خوردی پسمنم انتقام گرفتم
*خوددرگیری*
مایکی:یا هردو بس میکنید و زنده میمونید یا هردو ادامه میدید بگا میرید
کیساکی:آه..من...حامله ام
هانما:وای بلاخره دارم مادر_پدر میشم واییییی
همه:(درحال خوندن قرآن کریم همراه تسبیح)
مایکی:بچها لطفا یه دقیقه جفت گیری نکنید ببینیم کی به کیه. کی با کیه. کی رو کیه.کی تو کیه
منه بدبخت اینجا دارم عین اسکولا فقط دارم زر میزنم خب جفت گیری نکنید یه دقیقهه
- ۱۸۶
- ۱۶ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط