عشق غیر منتظره part ¹

عشق غیر منتظره part ¹
ویو ات
امروز روز اول دانشگاهه ساعت ۷ بلند شدم و کار های لازم رو انجام دادم و رفتم تو سالن کا طبق معمول جیهوپ و آیونگ خواب بودن رفتم اونا رو بیدار کردم و با هم رفتیم دانشگاه اونجا اکیپمون رو دیدیم رفتیم پیششون دیدم یونگ هی مثل همیشه نیست اون همیشه دیر تر از ما میومد زنگ خورد هر کی رفت تو کلاس خودش نشست سر جاش که استاد لی اومد داخل
بعد از سلام و احوال پرسی گفت
استاد لی :بچه ها امروز یه دانش اموز انتقالی داریم میتونی بیای تو
اون پسره اومد تو و خودشو معرفی کرد
اون پسره:سلام من کیم تهیونگ هستم از اشنایی با همتون خوشبختم
استاد لی بهش گفت یه جا برای نشستن انتخاب کنه
ویو تهیونگ
امروز اولین روز دانشگاه بود. از بس که ذوق داشتم صبح زود بیدار شدم و کار های لازم رو انجام دادم
یونگ هی رو بیدار کردم و باهم رفتیم دانشگاه یونگ هی رفت تو کلاسش منم رفتم دفتر مدیر و خودمو معرفی کردم مدیر گفت با استاد لی برم به کلاس
اول استاد رفت بعد من رفتم و خودمو معرفی کردم که استاد بهم گفت یک جا انتخاب کنم یه دختر خوشگل و کیوت توی ردیف دوم نشسته بود رفتم اونجا و ازش پرسیدم میتونم بشینم اونم گفت اره بعد از کلاس رفتم بیرون تا دنبال یونگ هی بگردم که دیدم کنار چند نفر وایساده رفتم پیشش که با خوشحالی اومد دست منو گرفت و برد پیش بچه ها که همون لحظه اون دختره نفس نفس زنان اومد بعد یونگ هی شروع ورد منو به بچه ها و اونا رو به من معرفی کرد و......
دیدگاه ها (۳)

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

رمان :«پسر عموی جذابم»part:4ویو «سلین»که مدیر گفت :-بفرمایید...

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٣ میخواستم جواب اون هفتا پسره رو بدم ...

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 1)

From hate to lovePart::1علامت ارتمیس _علامت جونگ کوک +«ویو ا...

وقتی استادت بودP:1ویو ا.ت:صبح بیدار شدم دیدم بوی قهوه میاد س...

پدر خوانده فصل دو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط