#بــآرانْ را میبینـْـے…!؟

#بــآرانْ را میبینـْـے…!؟
مــے بآرَد و خــْودش را #خلاصْ میکــُــنـد از #دلتَنـگـےهـآےِ
یَـواشَکـے و شَبــآنِه اَش..
و
چــِـه میـدانَـد؛
اینجآ #دِلــےسْـت
که بــآ هربارِشِ او پُـر و پُـر تَــر
میشــــَوَد ؛
کـِـــه حتـے تَوانِ #بِآریدَن را هـــَــم ندآرد ..!
ای #بآرانِ پــــآییــزے ؛
طَــــعمِ #بُغـض را چِشـیده اے تابِحآل..؟
میـدانــے
#بُغـض چیســْـت ؟!!
#هِــــــه…
بِــبیـن #نَدانِسـتِـه چــِـه کآرهآ کـه نـکـرده اے بــا ایـــنْ
#دِل هـآےِ ابـرےِ بــے بآران …(!)
دیدگاه ها (۱)

خط‌های خاکستری روی نیمکتشخصیت‌ها:جونگ‌کوک (۱۷ ساله): دونده‌ی...

🍁پاییز

#دلنوشته

امان از این بوی ِ پاییز و آسمان ابری ! که آدم نه خودش میداند...

#جای‌خالی...جاهای خالی همیشه با عبارتهای مناسب پر نمی شوند!ب...

می دانی چیست؟گاهی دلم میخواهد "یک نفر" از راه برسد که خسته ب...

.می دانی چیست؟گاهی دلم میخواهد "یک نفر" از راه برسد که خسته ...

می دانی چیستگاهی دلم میخواهد "یک نفر"از راه برسد که خسته باش...

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

فصل سوم ( شب دردناک )پارت ۲۳۷نم نم باران شروع به باریدن کرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط