{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در این دنیا که حتی ابر نمیگرید به حال ما

در این دنیا که حتی ابر نمیگرید به حال ما
همه از من گریزانن تو هم بگذر از این تنها
فقط اسمی به جا مانده از انچه بودم و هستم
دلم چون دفترم خالیست قلم خشکیده در دستم
شگفتا از عزیزانی که هم اوازه من بودند
به سوی اوج ویرانی پل پرواز من بودند
رفیقان یک به یک رفتند مرا باخود رها کردند
همه خود درد من بودند گمان کردم که هم دردند
گره افتاده در کارم به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم!؟!
دیدگاه ها (۶)

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییستببین مرگ مرا در خود...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییستببین مرگ مرا در خود...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهاییست ببین مرگ مرا در خو...

چنان دل کندم از دنياکه شکلم شکل تنهاييستببين مرگ مرا در خويش...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی ست!! ببین مرگ مرا د...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی ست!!  ببین مرگ مرا د...

چنان دل کندم از دنیا ، که شکلم شکل تنھایی ستببین مرگ من را د...

چنان دل کندم از دنیا, که شکلم شکل تنهایی ستببین مرگ من را در...

چنان دل کندم ازدنیاکه شکلم شکل تنهاییست ببین مرگ مرادرخویشکه...

رفیقان یک به یک رفتند مرا در خود رها کردندهمه خود،درد من بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط