{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک چشم من اندر غم دلدار گریست

یک چشم من اندر غم دلدار گریست

چشم دگرم حسود بود و نگریست

چون روز وصال آمد او را بستم

گفتم نگریستی نباید نگریست
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

در وصف تو گفتم همـه شـعری و ندیدیاز هــجر  تو  نـالــیدم و  ...

پارت چهارم نماد مرگ

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

بعضی روزها آدم حس میکندخدا دستش را می گیردمقابل غم ها..میگوی...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

سناریو جونگکوک

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³³ویو: جونگ‌کوکپشت میزم نشسته بودم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط