{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«فصل۲ The magic of lov »

«فصل۲ The magic of lov »
part ۱۸۱

شیطون گفتم اونوقت نباید انتظار به گفت و گوي خوب با جناب رییسم رو داشته باشم که...

نگاه ازم کند و لبخند خاص و شيريني زد و به دکمه هاي

اسانسور نگاه کرد و گفت: تو راهشو پیدا میکنی

جااااان؟

متعجب خندیدم و ابرو بالا انداختم.

نگاهم نکرد.

با عشق گفتم خوب شناختیم رییس..

و در رو رها کردم و رفت پایین

باز اروم خندیدم و با ذوق شیرین و خاصي رفتم سمت

خونه.

کلید انداختم و رفتم تو.

واقعا شب پرماجرا ولي شيريني بود..

کمی گرفته رفتم تو تخت..

فکر غم و ناراحتیش اذیتم میکرد.

يعني اون نقطه سرخط زندگیش چي بوده؟ اون درد نگاهش که انقدر آزارش میده چیه؟

کاش بفهمم..

چرا انقدر به مستي حساسیت نشون داد؟

مگه

شده؟

از یادآوری اینکه گفت ۵ ساله هیچ زني تو زندگیش نیست

تمام وجودم پر از شور و شوق شده بود. حس خوبي بود که متعلق به کسي نيست..

چشمامو بستم و با دوره کردن لحظه به لحظه امشب به خواب رفتم.
دیدگاه ها (۶)

نماد مرگ پارت شیشم

مهمونی خطرناک پارت= 12دلم میخواست بزنم تو دهنش ولی نمیشدنگاه...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۳۰مروارید با دهن باز و چشمای گرد ...

(کشتار مافیا) «پارت 2»و مثل دیونه ها داشت میخندید وهمینطور ...

پارت ۲۶ روز بعد، طبق قراری که گذاشته بودیم، مسابقه‌ی آخر رو ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 217♡⁠。⁠)⁩اونم خ...

عشق پنهان در جادویی تاریک پارت ۲پرتش کردم سمت هیولا و رفتم س...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁹....

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part _فعلا بهوش نمیان!...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط