{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این داستان دعوای یونمین سر لاس زنی جیمین با چا اوون وو و

این داستان دعوای یونمین سر لاس زنی جیمین با چا اوون وو و دیوانگی نامجین

یونگی: اگه اونجا نبودم اون لاس بازی هات قطعاً باعث میشد که اون وو دلش بخواد تورو ببوسه
جیمین: اصلاً دوست داشتم ببوسه ببینم میخواستی چه غلطی کنی
نامجون: بچه ها بیاید با آرامش حلش کنیم
یونمین: ببند دددد
جیمین: باهاش درست صحبت کن لیدرمونه
یونگی: مگه تو درست صحبت کردی که من درست صحبت کنم
جیمین: میام میزنمتا
یونگی: جرئتشو داری بیا بزنننننن ببین چیکارت میکنم
جین(تازه از خواب بیدار شد به خاطر داد یونمین و خمیازه میکشه و میاد پایین): باز این دوتا سر چی دعوا کردن
نامجون(دهنشو باز میکنه تا حرف بزنه ولی یونمین شروع میکنن به داد زدن و توضیح دادن به جین)آاااا.... ـ
یونمین: نیتسمیدنسدسنیدسندیتسدتثدخسلنو
یونگی با داد میگه: خفه شو بزار حرف بزنم
جیمین: شنا بلدم خفه نمیشم
یونگی: اگه من اینستاگرامتو پاک نکردم
جیمین: بنگ پی دی جرت میده
یونگی: تو نمیدونی کمپانی در برابر من هیچه
جین میره به سمت آشپزخونه و ماهیتابه رو میگیره غذا درست میکنه اون یکی ماهیتابه رو میگیره و میرهپیش یونمین و نامجون
جین: یونمین گمشین بیاین اینجا
یونمین میرن پیش جین
جین: غذا تونو نخورین با همین ماهیتابه میزنم پس کلتون خجالت بکشین دیگه مرد گنده اون یکی ازندازه جوجست اون یکی اندازه گربه البته این دعوا ها طبیعیه گربه و جوجه به هم نمیسازن کوفت کنین
یونمین با چشم غره به هم نگاه میکنن و جین ماهیتابه خالی رو میگیره دستش و بهشون اشاره میکنه
جین: به هم غذا بدین
10 دقیقه بعد
یونگی: الهی... بخور عشقم
جیمین: چشم پیشی
یونگی: یه میشی ای امشب نشونت بدم
جیمین(نگاه شیطون): جونننننن
نامجون با تعجب و دهنی که سه متر باز مونده و جینی که یه لقمه میزاره تو دهنش و دستشو میبره زیر فک نامجون و فکش رو میبنده)
نامجون: جین
جین: جانم عشقم
نامجون: عشقم میای از این دیوونه خونه فرار کنیم؟
جین: نمیشه اگه ما بریم تهیونگ و جونگکوک و یونگی و جیمین هم دیگه رو پاره میکنن و جیهوپ بیچاره میمونه اینجا دست تنها با چهار تا بچه
نامجون: یونگی که بزرگه
جین با فشار میگه: آرهههه یونگی بزرگه.... نزدیک بود جیمینو قورت بده... بخور
یونمین: ما میشنویما
نامجین: به درک
#yoonmin
دیدگاه ها (۲)

یه سوال

یعنی خودشم خندش میگیره به اون بخش اهنگ فکر میکنه🤣🤣🤣🤣#نامجون ...

توضیحاتتو اون موزیک ویدیو جیسو تشنش میشه ولی تهدیدش میکنن تا...

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟤𝟧 دراز کشیده بودن، روی تخت یونگی، ک...

پارت ۱ ویو ا.ت موهام رو با کلیپس قهوه ای رنگم بستم و شروع کر...

سناریو بلولاک وقتی شب بیدارشون میکنی و میگی گشنمهایساگی: میر...

بازم ی عده فشاری هستن ک یه ربع از اجرای پسرا کم میکنن..میکرو...

رمان پارت۲بک جین هنوزم باور نداشت که باکو بازم باهاش دوست شد...

سناریو درخواستی وقتی محرمه و اونا رو اوردین ایران (به به اصن...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط