بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قسمت اول : حکایت قرائت و تلاوت از زبان چوپان پیر :
جوان جویایِ رهایی خواست تا از چوپان پیر از قرائت قرآن بپرسد اما پیرمرد همچنان در سجدهٔ طولانیاش بود. پس گذاشت تا سر از خاک برگیرد و آنگاه پرسید:چگونه است که من هم با آنکه قرآن را میخوانم اما چیز زیادی در نمی یابم؟!
پیرمرد لبخندی زد و گفت: کدام قرآن را میخوانی؟!!
همین قرآن که همه دارند و همهجا هست.
منظورم اینست که کدام قرآن را میخوانی؛
کتاب منیر را میخوانی؟!
کتاب مرقوم را میخوانی؟!
کتاب مسطور را میخوانی؟!
کتاب مبین را میخوانی؟!
کتاب عزیز را میخوانی؟!…
اینها همه در قرآن هست! وقتی قرآن میخوانی کدامیک از اینها را می خوانی؟!
جوان هاج و واج پیرمرد را نگریست و گفت: من هیچکدام از این چیزها که شما گفتید را نمیدانم!
پیرمرد نگاهی مهربانه به او انداخت و با شوخ طبعی گفت: خب برای همین است که قاطی کردهای و چیز زیادی دستگیرت نمیشود!
آنگاه قرآن کوچکش را گشود و دستی بر آن کشید و ادامه داد:
ببین! تلاوت با قرائت صِرف فرق دارد. بسیاری از این کسان که میبینی فقط قرائت میکنند نه تلاوت! تلاوت کار سالکان است.
این قرآن ذُو وجوه است و لایههای گوناگون دارد. و هر لایهای سالک خود را میطلبد.
تو به سراغ کدام لایه می روی؟!
واژهخوانی صِرف میکنی یا فهم باطن را طالبی؟! هرچند خود باطن نیز بطون بسیار دارد.
مثلاً؛ آنان که میخواهند از شک و تردید رهایی یابند، کتاب منیر را تلاوت می کنند. منیر نورافکن است و به شک و تردیدشان نور می افکند.
آنان که میخواهند حقایق را کشف کنند، کتاب مبین را تلاوت میکنند. مبین، بیان کنندهٔ حقایق است.
آن که میخواهد بفهمد چه به او خواهد رسید، کتاب مرقوم را تلاوت میکند. آنچه رقم خورده، تقدیرات است.(ادامه دارد...)
قسمت اول : حکایت قرائت و تلاوت از زبان چوپان پیر :
جوان جویایِ رهایی خواست تا از چوپان پیر از قرائت قرآن بپرسد اما پیرمرد همچنان در سجدهٔ طولانیاش بود. پس گذاشت تا سر از خاک برگیرد و آنگاه پرسید:چگونه است که من هم با آنکه قرآن را میخوانم اما چیز زیادی در نمی یابم؟!
پیرمرد لبخندی زد و گفت: کدام قرآن را میخوانی؟!!
همین قرآن که همه دارند و همهجا هست.
منظورم اینست که کدام قرآن را میخوانی؛
کتاب منیر را میخوانی؟!
کتاب مرقوم را میخوانی؟!
کتاب مسطور را میخوانی؟!
کتاب مبین را میخوانی؟!
کتاب عزیز را میخوانی؟!…
اینها همه در قرآن هست! وقتی قرآن میخوانی کدامیک از اینها را می خوانی؟!
جوان هاج و واج پیرمرد را نگریست و گفت: من هیچکدام از این چیزها که شما گفتید را نمیدانم!
پیرمرد نگاهی مهربانه به او انداخت و با شوخ طبعی گفت: خب برای همین است که قاطی کردهای و چیز زیادی دستگیرت نمیشود!
آنگاه قرآن کوچکش را گشود و دستی بر آن کشید و ادامه داد:
ببین! تلاوت با قرائت صِرف فرق دارد. بسیاری از این کسان که میبینی فقط قرائت میکنند نه تلاوت! تلاوت کار سالکان است.
این قرآن ذُو وجوه است و لایههای گوناگون دارد. و هر لایهای سالک خود را میطلبد.
تو به سراغ کدام لایه می روی؟!
واژهخوانی صِرف میکنی یا فهم باطن را طالبی؟! هرچند خود باطن نیز بطون بسیار دارد.
مثلاً؛ آنان که میخواهند از شک و تردید رهایی یابند، کتاب منیر را تلاوت می کنند. منیر نورافکن است و به شک و تردیدشان نور می افکند.
آنان که میخواهند حقایق را کشف کنند، کتاب مبین را تلاوت میکنند. مبین، بیان کنندهٔ حقایق است.
آن که میخواهد بفهمد چه به او خواهد رسید، کتاب مرقوم را تلاوت میکند. آنچه رقم خورده، تقدیرات است.(ادامه دارد...)
- ۱۱۲
- ۱۵ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط