سناریو بلولاک

سناریو بلولاک
وقتی که ما رفیقشون بودیم و به دختر پسر نما بودیم که همیشه تیپ پسرونه میزدیم و موهامون کوتاه حتی یه اسم پسرونه هم داشتیم با قد متوسط و اونا فکر میکردن ما پسریم تا وقتی که یه اتفاق افتاد و فهمیدن ما دختریم
p.t2
اسم: سورا

سندو: یبار داشت بهت عکس دخترای هالیوودی رو نشون میداد که یه دختر خیل بجیز گنده رو نشون داد و تو یهو داد زدی«بپوشون خواهرممم ماهم داریم» سندو یه تا ابروشو بالا داد و نگات کرد

بارو: یبار باهم رفته بودید شهربازی اونجا یجا داشت که لباس خدمتکارا رو میشد پوشید که شبیه گربه ان و خلاصه اینجوری رفتید بارو وقتی پوشید از خنده زمین رو گاز زدی از بس عضله بود پدرگربه ولی وقتی تو پوشیدی کامل اندازه ات بود و بخاطر دستا و پاهای لاغرت وبدن کوچیکت ضایعه بود که دختری ولی بارو مطمئن شد که دختری

هیوری:رفته بودید شهربازی و ترن هوایی سوار شده بودید واسه هیوری خیلی عادیدبپد واصلا نمیترسید ولی تو جیغ میکشیدی و خب وقتی جیغ میکشیدی صدات دخترونه میشد ومعلوم میشد دختری ولی هیوری شک نکرد ولی تو فکر کردی که اون فهمیده«تو فهمیدی من دخترم؟» و از این سوتی جنالالی فهنید که دختری

کاراسو: شوخی منحرفانه زیاد باهات میکرد و تو سر همشون سرخ میشدی و این واسه کاراسو عجیب بود که تو سرخ بشی، به ذهنش رسید یه شوخی دخترونه باهات کنه که فقط دخترا واکنش نشون میدن بهش(نمیدونم حالا یچی تصور کنید دیگه) اون شوخی رپ انجام داد وبله تو بهش واکنش نشون دادی وکاراسو متوجه شد

چارلز: باهم رفته بودید ساحل لباس تو متسفانه سفید بود و از شانس بدت چارلز روی تو اب ریخت و هلت داد توی اب وافتادی وقتی بلند شدی دیدی لباست چسبیده به بدنت و لباس زیرت مشخصه و چارلز خیلی سرخ سد ولی بعد باهم یه صحبتی در مورد این موضوع کردی

لورنزو: باهم داشتید فیلم میدید که صحنه ی حساس اومد ولی تو باید لباس زیرت رو دریت و میکردی و میکشیدی پایین روتو اونور کردی و درست کرد برگشتی دیدی لورنزو دیدت و اره دیگه

بانی: یبار برای مستبقه اش رفته بودی بدون اینکه اون بدونه و تو لباس دخترونه پوشیده بودی و با صدای خودت صحبت میکردی، یدفعه بانیدگل زد و تو یهو جیغ کشیدی بانی متوجه ات شد و به لبخندی زد

نس: اینجوریشو نگاه نکن زرنک تر از این حرباست همون بار اول که بهش دروغ گفته بودی فهمیده بود وبهت گفت مه بهش دروغ نگی
شیدو: از طریق.......

کایزر: همیشه چون دوست داشت خودش هم میخواست که دختر باشی یبار باهم داشتید صحبت میکردید که یهو گفت«کاشکی دختر بودی» یکم تردید کردی ولی بهش گفتی که دختری.
پایان.
دیدگاه ها (۱۸)

《عضو نهمی و دوست دختر چان...》امروز کنسرت داشتید اما با این ف...

خوب خوب دوزتان گلماین فیک ازدواج اجباری بزودی قراره تموم شه ...

سناریو بلولاک/قفل آبی

دخمل خوشگلا روزتون مبارککککککک.دخترعزیزم روزت مبارک

ساعت دو و نیم شب بود بشت میز مطالعه نشسته بودی بدون هیچ کاری...

سناریو نیما نیواد و مهمد وقتی

تکپارتیموضوع:(وقتی بچه رو میزارید خونه دوستت و خودتون میرید ...

سناریو:(درخواستی یکی از فرشته ها)پارت دو(وقتی به عنوان دختری...

وقتی پرستار دخترش بودی💜پارت ۲_خب راستش...من چند وقتیه ازت خو...

سناریو استری کیدز وقتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط