{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو:(درخواستی یکی از فرشته ها)

سناریو:(درخواستی یکی از فرشته ها)

پارت دو

(وقتی به عنوان دختری که با ۴۰۰ کیلو متردر ساعت میره و این اتفاق تاحالا نیوفتاد و تو اخبار لغب سرعت کره رو میدیم و با تماس تلفنی بهمون میگن(کلا دختری هستیم که به ماشین/داستانای جنایی و...علاقه داریم)(اونا هم یواشکی رومون کراشن)




هیونجین: سلام ات

ات: سلاممم

هیونجین: میتونم قیافت رو تصور کنم وقتی که اخبار رو دیدی و چقدر ذوق کردی!

ات:(خنده)واییی اره واقعا خوشحال شدم

هیونجین: حالا که به چیزی که میخوای رسیدی یه دیت به ما نمیرسه؟

ات: چی!؟

هیونجین: اممم..نه ...چیزه...منظورم اینه میخوام ببینم تبریک بگم...همین(ضایع)

ات: اممم..خب..باشه..تظاهر میکنم باور کردم!

هیونجین تو ذهنش: بد ریدم!





سونگمین: سلام

ات: سلامم سونگمیننن

سونگمین: خانوم سرعت کره،لغب باحاله!

ات: وایییی...ارهه..

سونگمین: خوشحالی نه؟

ات: قطعا تو هم بودی خوشحال میشدیی!

سونگمین: ولی من فقط وقتی تورو میبینم خوشحال میشم(زیر لب و اروم)

ات: چی؟

سونگمین: اممم...هیچی..هیچی..افرین!

ات: اهه..مرسییی(خنده)




ای ان:(اصن به شما دوتا لقب سرعت کره رو دادن چون باهم بودین)
دیدگاه ها (۵)

سناریو(درخواستی یکی دیگه از فرشته ها)وقتی با هم رفیقیم و بهش...

پارت 10 رمان 💋عشق مدرسه ای💋ات: اه بی ادب بیا بدو هیونجین: ک...

پارت 18 رمان❤ عشق مدرسه ای ❤هیونجین: اها ویو ساعت 9 وقتی میخ...

سناریو(درخواست یکی از فرشته ها بود)(وقتی رو صحنه اجرای مثبت ...

پارت16 رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀ات: شدم(شروع شد)ات: از همین الان د...

پارت 17 رمان✨ عشق مدرسه ای ✨هیونجین: چشمکه یهو گوشی هیون زنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط