🔻روایت فرماندار اراک از سارای ۱۰ ساله ای که در مجتمع نارن

🔻روایت فرماندار اراک از سارای ۱۰ ساله ای که در مجتمع نارنجستان برادر غرق خونش را با ماساژ قلبی احیا کرده بود و با کنار زدن آوار جان پدرش را نجات داد

🗞حاج علی بیگی، فرماندار اراک:
دیروز رفتم عیادت سارا، سارا کوچولو داستانی است به جا مانده از انفجار و بمب و تهاجم دشمن به مجتمع مسکونی نارنجستان، سارا بمباران را زیسته بود، با دستان کوچکش برادر در خون غلطیده اش را با ماساژ قلبی احیا کرده بود، آوار را از روی پدرش کنار زده بود و او را از مرگ حتمی نجات داده بود، پرسیدم از صدای انفجار نترسیدی؟ گفت خواب بودم، گوشهایم خون می آمد، سارا در کلاس سوم ابتدایی درس می خواند، دخترک دستش را به نشانه پیروزی بالا آورد، گفت آقا اجازه پیروز می شویم.

🗞نصف صورتش کبود بود و تن نحیفش پر از زخم و درد، اما نور پیروزی در چشمهایش موج می زد.

🗞سارا بمب های شلیک شده از بمب افکن F35 رژیم صهیونیستی را شکست داده بود.

🗞آری اینجا ایران است، اینجا لبریز از سارا هاست.


@MER30TV 👈💯
دیدگاه ها (۵)

𝒮𝘢𝘬𝘰𝘮𝘺 𝒦𝘰𝘳𝘶𝘴𝘢𝘸𝘢 ᘛ ساکومی کوروساوا ֺ ──────୨୧───...

نیوشا ضیغمی: امروز تمام قومیت‌ها یکصدا کنار هم هستندنیوشا ضی...

«من در وحشتِ چشم‌های معصوم کودکان میناب قفل شده‌ام؛ در نجات ...

🚩 دلنوشته هادی حجازی فر در مورد حمله دشمن به ایران ▫️هادی حج...

کتاب فرنگیس

گرگ ومیش پارت 20که زیر آب یه پسر با موهای نارنجی از زیر آب ن...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۷

صدای چرخش کلید و باز شدن ناگهانی در، مثل انفجار سکوت اتاق را...

#شهید-جهاد-مغنیه بارها در مناسبت های مختلفبه بالای منبر می ر...

سایت فرارویک شب تا صبح را در بیمارستان لقمانساعت شلوغی مرگ د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط