{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردم اینجا چقدر مهربانند ;

مردم اینجا چقدر مهربانند ;
دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند , دیدند سرما میخورم سرم کلاه گذاشتند و چون برایم تنگ بود کلاه گشادتری و دیدند هوا گرم شد , پس کلاهم را برداشتند و چون دیدند لباسم کهنه و پاره است به من وصله چسباندند و چون از رفتارم فهمیدند که سواد ندارم محبت کردند و حسابم را رسیدند . خواستم در این مهربانکده خانه بسازم ، نانم را آجر کردند گفتند کلبه بساز . . . . .
روزگار جالبیست،مرغمان تخم نمی گذارد ولی هر روز گاومان می زاید!

( زنده یاد حسین پناهی)
دیدگاه ها (۸)

اگر روزی در این دنیا شکستی...اگر بر نارفیقان دل تو بستی...اگ...

سپاهانیا بدویید برید رای بدید.به افتخار تیم محبوبمون.http:/...

ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﺩﻝ ﮐﻮﺯﻩ ﯼ ﺁﺏ،ﮐﻪ ﺑﺪﺍﻥ ﺳﻨﮓ ﺷﮑﺴﺖﺑﺴﺘﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﻣﺤﺒّ...

...

مردم این دیار چقدر مهربانند !دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوخ...

‏ مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوخت...

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

مردم اینجا چقدر مهربانند ;دیدند کفش ندارم برایم پاپوش دوختند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط