مشتاق درد را به مداوا چه احتیاج

مشتاق درد را به مداوا چه احتیاج
بیمار عشق را به مسیحا چه احتیاج؟
تا کی به ناز رفتن و گفتن که جان بده؟
جان می‌دهم، بیا، به تقاضا چه احتیاج؟
سخت است دلم تنگ توباشدونگویم
سخت است فقط عشق تودرسینه بجویم
سخت است نباشےوهمه عمربخندم
سخت است که باگریه دل ازغصه بشویم
سخت است بدون تونشستن وغنودن
درفکرتوباشم ونیایےتوبه سویم
دیدگاه ها (۱۰)

آقا جان…نمی‌دانم این روزها بیشتر دلم برای دیدارت تنگ است یا ...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

عشقی حقیقی

عاشقانه های شبنم

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.19سویون:به خودت سخ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑤_بخش اول_- و من انعکاس نور و ز...

مشتـاق درد را ، بـه مـداوا چـه احتیـاج؟بیمـار عشق را، بـه مس...

#هلالی_جغتایی مشتاق درد را به مداوا چه احتیاج؟بیمار عشق را...

مشتاق درد را به مداوا چه احتیاج؟بیمار عشق را به مسیحا چه احت...

سخت است دلم تنگ توباشدونگویم سخت است فقط عشق تو درسینه بجویم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط