صبح دم رخ نمودی

صبح دم رخ نمودی
شد نماز من غذا
صد ها گر روا باشد
آفتاب آید بیرون
یار من در نیم شبی
گر بی نقاب آید بیرون
صاحب صد ساله از مسجد
خراب آید بیرون🌪️🍃🕊️
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳۲

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

صبح دم رخ به من نمودیشد نماز من قضا،صد صدقه کی روا باشد گر آ...

ظاهری صد ساله از دل مسجد خراب آید بیرون آنقدر مستم که از چش...

‌در مسجد و میخانه #خیالت اگر آیدمحراب و کمانچه ز دو ابروی #ت...

در مسـجد و میـخانه خیالـت اگـر آیدمحراب و کمانچه ز دو ابروی...

در مسجدو میخانه خیالت اگر آیدمحراب و کمانچهز دو ابروی تو ساز...

در مسجد و میخانه خیالت اگر آیدمحراب و کمانچه ز دو ابروی تو س...

در مسجد و میخانه خیالت اگر آیدمحراب و کمانچه ز دو ابروی تو س...

یا بپوش آن روی زیبا در نقابیا دگر بیرون مرو چون آفتاببند کن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط