پارت ۳۲
سرنوشت پیش میآید
[-----------:)
[پارت۳۲)
[-----------:)
۵ ساعت بعد ویو دلین :
الان پنج ساعت هست که رو این صندلیه نکبت نشستم
کونم سوراخ شد وایییی ( کوک هم سوراخ میکنه ) خسته شدم زیاد
الان داره تاج و اکسیوری موهام رو میزاره به نظرم اریشم خیلی خوبه یه جوری یه که انگار از دل پینترست اومدم( خو اومدی به نظرت عکسا رو از کجا در میارم )
که یهو میکاپ ارتیست گفت که برم لباس عروس رو بپوشم لباسم رو پوشیدم دستم رو روی پارچه ی ساتن و لطیفش گذاشتم از اتاق پرو برون اومدم کفش هام رو پوشیدم
میخواستم گردنبند رو بندازم که یهو جونگ کوک با اون ابهت و کت و شلوار که خیلی جذابش میکرد وارد اتاق شد
جونگ کوک ویو :
از صبح تا الانه که درگیر کلر های بلندم
ولی انگار نه انگار امشب عروسیمه
ساعت حدود ۳ بود که وارد عمارت شدم
رفتم تو اتاق ولی دلین نبود احتمال زیاد رفته برای کار های عروسی آماده بشه به هر حال
رفتم زیر دوش اب گرم بلاخره امشب به خواستم میرسم بلاخره یه کوچولو به خانواده اضافه میکنم
همین طور که تو این فکر ها بودم از حموم اومدم بیرون
موهام رو خشک کردم و به اریش گر گفتم بیاد موهام رو درست کنه
ساعت نزدیک های ۴:۳۰ بود که من کارم تموم شد کت شلوار دومادیم رو پوشیدم و رفتم دم در اتاق دلین که یهو پیکاپ ارتیست از اتاق اومد بیرون و متوجه شدم که کار دلین دیگه تموم شده
وارد اتاقش شدم
وقتی دلین رو دیدم چشمام گرد شد واقعا انگار یه فرشته ی بدون بال زیباتر از تمام دختر هاییی بود که تاحالا دیدم سعی میکرد که گردن بندش رو ببنده که فرصت رو از دست ندادم و رفتم جلو
جونگ کوک : بده من میبندم
دلین : هوم
جونگ کوک : بفرماید خانم
وارد جشن شدیم همه برامون دست میزدن یه نگاهس به خانواده ی کوک کردم هشون خوشحال بودن به غیر از اون دو که قشنگ داشتن حرص میخوردن چقدر خوبه
پس خودم رو بیشتر به بازوی کوک چپوندم
و بعدش خطبه ی عقد رو خوندن حالا وقت بوسه بود کوک که از خدا خواسته شروع کرد به بوسدنم بعد از تموم شدن بوسه همه دست میزدن و من هم داشتم از خجالت اب مشدم
کوک گفت که نیره پیشه دوست هاش
منم از این فرصت استفاده کردن و رفتم تو دست شویی
دست شویی یه پنجره ی کوچیک داشت که به مشت تالار ختم میشد
سریع از پنجره پریدم برون کفش ها رو در آوردم و شروع کردم سریع دویدن
رسیدم به یه پمپ بنزین اونجا وایسادم و از یه آقایی کمک خواستم
که یهو ۷ تا ماشین مشکی دور و ورمون رو محاصره کردن
جونگ کوک : دلینننننننن ( عربده )
دلین : جو.نگ..کو.ک.ک.ک.ک.ک.
جونگ کوک :بازوش رو گرفتم و کشون کشون بردمش تو ماشین
جونگ کوک : به چه حقی فرار کردی هااا
دلین : لشک میریزه
ویو نیم ساعت بعد عمارت جئون برای شب عروسی
ادمه دارد
شرط
۱۰ لایک
۱۵ کامنت
۷ ریپست
پارت بعد اسما.ته گلممم
اسلاید هارو گذاشتم
لباس عروسش رو بالاش متفاوته
و ۲ تا کفش گذاشتم
بقیش معلومه دیگه
[-----------:)
[پارت۳۲)
[-----------:)
۵ ساعت بعد ویو دلین :
الان پنج ساعت هست که رو این صندلیه نکبت نشستم
کونم سوراخ شد وایییی ( کوک هم سوراخ میکنه ) خسته شدم زیاد
الان داره تاج و اکسیوری موهام رو میزاره به نظرم اریشم خیلی خوبه یه جوری یه که انگار از دل پینترست اومدم( خو اومدی به نظرت عکسا رو از کجا در میارم )
که یهو میکاپ ارتیست گفت که برم لباس عروس رو بپوشم لباسم رو پوشیدم دستم رو روی پارچه ی ساتن و لطیفش گذاشتم از اتاق پرو برون اومدم کفش هام رو پوشیدم
میخواستم گردنبند رو بندازم که یهو جونگ کوک با اون ابهت و کت و شلوار که خیلی جذابش میکرد وارد اتاق شد
جونگ کوک ویو :
از صبح تا الانه که درگیر کلر های بلندم
ولی انگار نه انگار امشب عروسیمه
ساعت حدود ۳ بود که وارد عمارت شدم
رفتم تو اتاق ولی دلین نبود احتمال زیاد رفته برای کار های عروسی آماده بشه به هر حال
رفتم زیر دوش اب گرم بلاخره امشب به خواستم میرسم بلاخره یه کوچولو به خانواده اضافه میکنم
همین طور که تو این فکر ها بودم از حموم اومدم بیرون
موهام رو خشک کردم و به اریش گر گفتم بیاد موهام رو درست کنه
ساعت نزدیک های ۴:۳۰ بود که من کارم تموم شد کت شلوار دومادیم رو پوشیدم و رفتم دم در اتاق دلین که یهو پیکاپ ارتیست از اتاق اومد بیرون و متوجه شدم که کار دلین دیگه تموم شده
وارد اتاقش شدم
وقتی دلین رو دیدم چشمام گرد شد واقعا انگار یه فرشته ی بدون بال زیباتر از تمام دختر هاییی بود که تاحالا دیدم سعی میکرد که گردن بندش رو ببنده که فرصت رو از دست ندادم و رفتم جلو
جونگ کوک : بده من میبندم
دلین : هوم
جونگ کوک : بفرماید خانم
وارد جشن شدیم همه برامون دست میزدن یه نگاهس به خانواده ی کوک کردم هشون خوشحال بودن به غیر از اون دو که قشنگ داشتن حرص میخوردن چقدر خوبه
پس خودم رو بیشتر به بازوی کوک چپوندم
و بعدش خطبه ی عقد رو خوندن حالا وقت بوسه بود کوک که از خدا خواسته شروع کرد به بوسدنم بعد از تموم شدن بوسه همه دست میزدن و من هم داشتم از خجالت اب مشدم
کوک گفت که نیره پیشه دوست هاش
منم از این فرصت استفاده کردن و رفتم تو دست شویی
دست شویی یه پنجره ی کوچیک داشت که به مشت تالار ختم میشد
سریع از پنجره پریدم برون کفش ها رو در آوردم و شروع کردم سریع دویدن
رسیدم به یه پمپ بنزین اونجا وایسادم و از یه آقایی کمک خواستم
که یهو ۷ تا ماشین مشکی دور و ورمون رو محاصره کردن
جونگ کوک : دلینننننننن ( عربده )
دلین : جو.نگ..کو.ک.ک.ک.ک.ک.
جونگ کوک :بازوش رو گرفتم و کشون کشون بردمش تو ماشین
جونگ کوک : به چه حقی فرار کردی هااا
دلین : لشک میریزه
ویو نیم ساعت بعد عمارت جئون برای شب عروسی
ادمه دارد
شرط
۱۰ لایک
۱۵ کامنت
۷ ریپست
پارت بعد اسما.ته گلممم
اسلاید هارو گذاشتم
لباس عروسش رو بالاش متفاوته
و ۲ تا کفش گذاشتم
بقیش معلومه دیگه
- ۹.۸k
- ۱۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط