{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یا بپوش آن روی زیبا در نقاب

یا بپوش آن روی زیبا در نقاب
یا دگر بیرون مرو چون آفتاب

بند کن زلف جهان آشوب را
گر نمی‌خواهی جهانی را خراب

رنج من زان چشم خواب‌آلود تست
چون کنم، کندر نمی‌آید ز خواب؟

زلف را وقتی اگر تابی دهی
آن تو دانی، روی را از من متاب

من که خود میمیرم از هجران تو
بر هلاک من چه می‌جویی شتاب؟

تا نرفتی در نیامد تیره شب
تا نیایی بر نیاید آفتاب

حال هجران تو من دانم، که من
سینه‌ای دارم پر از آتش کباب

عاشقم، روزی بر آویزم بتو
تشنه‌ام، خود را در اندازم به آب

اوحدی کامروز هجران تو دید
ایزدش فردا نفرماید عذاب


اوحدی
دیدگاه ها (۴)

بند کن زلف جهان آشوب راگر نمی‌خواهی جهانی را خرابمن که خود م...

ای نو عروس حسن ترا آفتاب رویمه را ز شرم عارض تو در نقاب رویب...

ای کرده ماه را از تیره شب نقابدر شب فکنده چین بر مه فکنده تا...

اگر یک سو کنی زان رخ سر زلف چو سنبل راز روی لاله رنگ خود خجا...

اگر یک سو کنی زان رخ سر زلف چو سنبل راز روی لاله رنگ خود خجا...

اگر یک سو کنی زان رخ سر زلف چو سنبل راز روی لاله رنگ خود خجا...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 هزار نامه نوشتم، یکی جواب نیامد به سوی...

ای لب میگون تو هم شکر و هم شرابوی دل پر خون من هم نمک و هم ک...

#شباب عمر عجب با شتاب می‌گذردبدین شتاب #خدایا شباب می‌گذردشب...

نَـفَـس برآمد و کام از تو بر نمی‌آیدفغان ، که بختِ من از خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط