دآشَمــ نیستـیـ و ایـنــ قلـبــ دارهـ همینجوریـ میتپهــ

دآشَمــ نیستـیـ و ایـنــ قلـبــ دارهـ همینجوریـ میتپهــ

میترسمـ وقتیــ میایـ قَــلــبـَــمــ بهـ اِحــتـِـرآمِـتــ بـِـایســـتهــ
و چهـ روزیستـ آنـ روز کهـ مَنـ فَـدایـ رفیقَمـ شَــوَمـ !!

رفیقـ؟؟

نهـ اشتباهـ شُد!!!

اونـ تمـآمـ نداشتــهـ هایـ منهـ
بیشتـَـر از یکـ رَفــیـقـ بیشتـَـر از یکـ بـَــرادَر


#Arshia
#عـرشیآ


متنـ : از خــودَمـ :| بهـ جانـ شما :/
از درونَمـ اومـَـد :)
دیدگاه ها (۳۹)

وقتی مربی بدنسازی و برادر ناتینت بود🔑پارت ۳(last part)+کوک م...

..عشق تلخ.داستان از کجا شروع میشه یه روز مثل همیشه برای کار ...

My lovely neighbor part : 83

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

بسمه تعالی﮼ غرض از مزاحمت، فقط می‌خواستم به تو اطلاع دهم که ...

#رضا_طاهرتولدت مبارک من باشه 🍓🍰🎉چقد خوب شد ک به دنیا اومدی و...

همیشه چیزهایی که نداشته ام را بیشتر دوس داشته ام 🌹🌹🌹

به نام خدا ❤️🌺❤️💋اسم: من تک نفره یعنی بی تو زندگینمی خوامخیل...

پارت 1چند روزه امیر باهام سرد شده مثل قبل به حرفام گوش نمیده...

رمان هستی بان تاریکیپارت سیزده بعدش هر دو سکوت کردیم اون میر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط