سناریو لیان کندی

سناریو لیان کندی
Resident Evil
بخش اول: ورود به اسپانیا

لیان کندی مأمور ویژه دولت ایالات : ماموریتی تازه دریافت کرده بود نجات اشلی گراهام دختر رئیس جمهور آمریکا که توسط گروهی مرموز ربوده شده بود.

پس از رسیدن به روستایی دور افتاده در اسپانیا لیان به سرعت متوجه شد که اینجا بیش از حد معمول ساکت و وهم آلود است. اولین خانه ای که وارد آن شد میزبان مردی بود که به جای پاسخ دادن ناگهان به او حمله کرد. پس از درگیری سخت لیان متوجه شد که این مردم عادی نیستند انگار چیزی درون آنها تغییر کرده است.

در میان مبارزات سخت لیان ناگهان صدای قدم های سریعی را شنید. مردی ناشناس با سرعت و مهارت بالا وارد شد و در عرض چند ثانیه مهاجمان را از پای درآورد.

لیان: تو کی هستی

آیدین: آيدين من هم دنبال اشلی هستم به نظر میاد اهدافمون یکی باشه.

لیان که ابتدا مردد بود با مشاهده مهارت آیدین تصمیم گرفت که این همکاری میتواند به نفع هر دوی آن ها باشد.

بخش دوم پیشروی در روستا

پس از همکاری اولیه لیان و ایدین از میان روستایی که پر از مردمانی آلوده بود عبور کردند. در مسیر دشمنان بیشتری ظاهر شدند اما آیدین با مهارتهای رزمی خود و لبان با سلاح هایش موفق شدند آنها را شکست دهند

در ادامه راه آنها به خانه ای رسیدند که نشانه هایی از حضور اشلی در آن دیده میشد. با بررسی بیشتر نامی بر روی اسناد قدیمی پیدا کردند. رامون سالازار

لیان این همون کسیه که احتمالا اشلی رو دزدیده

آیدین اگه میخوایم بهش برسیم باید عجله کنیم

بخش سوم تله ای در شب

شب هنگام وقتی که آنها در یک خانه متروکه پناه گرفته بودند ناگهان مورد حمله ی گروهی از موجودات وحشی قرار گرفتند. ایدین و لیان با سختی زیاد از این تله جان سالم به در بردند.

آیدین ما وقت زیادی نداریم باید زودتر اشلی رو پیدا کنیم

لیان این جا دیگه جای موندن نیست. باید به سمت قلعه ی سالازار حرکت کنیم

بخش چهارم ملاقات با لوییس سرا

در مسیر آنها با لوئیس سرا یک محقق سابق که روی پروژه ی لاس پلاگاس کار میکرد رو به رو شدند. لوییس به آنها گفت که سالازار روی اشللی آزمایشهایی انجام داده است و آنها باید سریع تر اقدام کنند.

در همین لحظه صدای پای سنگینی از بیرون شنیده شد. لحظه ای بعد در باز شد و

برا ادامه از روبیکا میتونین
https://rubika.ir/Jill23_Game

#سناریو_جی
دیدگاه ها (۱)

پارت دوم._*بیگناهان*_

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

برادر ناتنی

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁹ویو میکا_____ماشین هن...

لبخند قاتلپارت⁴⁴ویو جونگ‌کوکبارون آروم روی شیشه ماشین می‌خور...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁶ویو میکا_____جیمین گوش...

HATE TO LOVE¹²(ویو:رز)اون...فرمانده شهربراز بود!یعنی چه اتفا...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_44فصل نوزدهم | ...

تاجرنیا: همکاری استقلال و آکادمی ملی ورزش صربستان باید به دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط