{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم که روی خوبت ، از من چرا نهان است

گفتم که روی خوبت ، از من چرا نهان است
گفتا تو خود حجابی ، ورنه رخم عیان است

گفتم که از که پرسم ، جانا نشان کویت
گفتا نشان چه پرسی ، آن کوی بی نشان است

گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
گفتا که در ره ما ، غم نیز شادمان است

گفتم که سوخت جانم ، از آتش نهانم
گفتا آنکه سوخت او را ، کی ناله یا فغان است

گفتم فراق تا کی ، گفتا که تا تو هستی
گفتم نفس همین است، گفتا سخن همان است

#فیض_کاشانی
دیدگاه ها (۲)

زندگی شد من و یک سلسله ناکامیهامستم از ساغرِ خونِ جگر آشامیه...

نه غزل نوشته بودم نه ترانه ای سرودمکه به حرمت سکوتم، تو به د...

دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با منگر از قفس گریزم، کجا روم، ...

از کجا پیدا شدی،اینگونه درگیرت شدممن هوادار و هوا خواه و غزل...

گفتم که روی خوبت،از من چرا نهان است؟ گفتا تو خود حجابی ، ور...

گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است؟گفتا تو خود حجابی ورنه ر...

گفتم که روی خوبت از من چرا نهان استگفتا تو خود حجابی ورنه رخ...

گفتم: که روی خوبت ، از من چرا نهان است؟ گفتا : تو خود حجابی ...

گفتم که رویِ خوبت،از من چرا نهان است؟ گفتا تو خود حجابی ، و...

گفتم که روي خوبت از من چرا نهانستگفتا تو خود حجابي ورنه رخم ...

گفتم که روی خوبت از من چرا نهانستگفتا تو خود حجابی ورنه رخم ...

#گفتم-فراق_تا_کی گفتم که روی خوبت از من چرا نهان استگفتا تو ...

﷽‌‌🍃🌹گفتم که روی خوبت، از من چرا نهان است؟گفتا تو خود حجابی،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط