آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقصآ

آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقصآ
چون یوسف اندرآمد مصر و شکر به رقصآ

در دست جام باده آمد بُتم پیاده،
گر نیستی تو ماده زان شاه نر، به رقص آ
دیدگاه ها (۲)

مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزمطایرِ قُدسم و از دامِ جهان...

خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیاباده گردان چیست آخر داردارت س...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

#داستانڪ حکایتی هست که می‌گوید:خواجه شمس‌الدین محمد؛ شاگرد ن...

P27(۳سال بعد)ا/ت مقابل آینه ایستاده بود،کت و شلوار زنانه سفی...

مافیای من

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿برخیزم و دلها را در ولوله اندازمبر ظل...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

Anya x Damian پارت۶۲

داستان کودکانه «نِکا و ماشینِ جادوییِ حلِ مشکلات» به نویسندگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط