اسیرِ عشق و گرفتارِ بند تقدیرم

اسیرِ عشق و گرفتارِ بند تقدیرم
چو شیر از دو طرف می‌کشند زنجیرم

#میرمحمدحسین_شوقی
#تابلو_نوشت
🎨اثر Rudolf Ernst نقاش اتریشی قرن ۱۹
دیدگاه ها (۱)

مالک ارتش ایران، سربازی از جنس عشق و ایمان، باور به خدای ایر...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

**پارت ۸**صدای برخورد بدنت با تشکِ نرمِ تختِ اتاق امن، تنها ...

مسئولان، دست دشمن را خوانده‌اندمعاویه در جنگ صفین، وقتی خواس...

نیابد کج‌حساب از بردنِ مالِ کسان کامیز صیاد است ماهی را اگر ...

از کمالِ خویش ارباب هنر بی‌بهره‌انددیگری می‌بیند آن گل‌ها که...

رج به رج موی تو را بر دار قالی می کشندیا که بر بوم از تو تصو...

می شوم آخر شبی من رام عشقمی کنم مستی دگراز جام عشقمرغ دل پر ...

به دیدارت  شتابان  و هراس  از ابر و بارانمبه پهلو  گه زند  آ...

اسیر واژه ی عشقم وَ بی تو می میرمکه باید از تو بگویم من از خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط