ارباب وحشی و دختر سرکش.....پارت ۲
که متوجه ماشین کنارم شدم تا برگشتم با ضربه ای که به سرم خورد چشمام سیاه شد با احساس سردرد چشمام باز کردم و گنگ به اطراف نگاه میکردم من کجام با یاداوری اون شب بلند شدم نشستم اینجا کجاست هرچی به اطراف نگاه کردم چیزی به ذهنم نیومد انگار انباری بود چندتا دیگه دختر کنارمن بودن بعضی ها گریه میکردن بعضی ها عادی نشسته بودن رفتم سمت دختری که زانوهاشو بغل کرده بودو و سرشو گذاشته بود روی پاهاش
ببخشید
سرشو اورد بالا بهم نگاه کرد
؟چیه
میشه بپرسم کجاییم ؟اینجا کجاست ؟
؟منم نمیدونم ولی فکر میکنی چندتا دختر توی یه انبار با این وضع داغون برا چی اینجان ؟
خوببب
؟زیاد فشار نیار به مغزت برا فروش اوردن
چی یعنی چی
؟یعنی همین دیگه
ترسیده بهش نگاه کردم اونم بیخیال سرشو دوبارع گذاشت رو پاهاش ترسبده بودم یعنی منو میخوان بفروشن مگه کالام
چند روز گذشت و هیچ کس نه میرفت نه میومد و فقط یک وعده در روز غذا میدادن و بعضی وقتا میومدن و یکی و میبردن به دیوار تکیه دادم و مثل هرروز سرمو تکیه دادم به دیوار چشمام و بستم بعد چند دقیقه بود که در باز شد وقت غذا نبود حتما اومدن باز یکی و ببرن بیخیال چشمام و همونطور بسته نگهداشتم که با احساس اینکه بازو هام گرفته شده چشمام باز کردم که دیدم چند نفر ستام و گرفتن و بزور بلندم کردن چند نفر دیگه رو هم بلند کردن تقریبا ده نفر بودیم ترسیده داد زدم
ولم کنین ولم کنین هی ولم کن عوضی
بون توجه به تقلا هام کشوندنم بیرون همینجوری رو زمین کشیده میشدم که رسیدیم ولم کردن که رو زمین ولو شدم سرمو بلند کردم همه افتاده بودن رو زمین به جلوم نگاه کردم که با کفشایی برخوردم که مثل اینه برق میزدن سرمو اروم اروم بلند کردم بالا رو نگاه کردم که با مردی اخمو برخورد کردم انقدر بهش نگاه کردم که متوجه سنگینی نگاهم شد و بهم نگاه کرد همینجوری نگاه میکرد که چشماشو ازم گرفت و با پوزخند گفت خوبن چند بار مصرف شدن؟
مردی که اونجا بود خنده ای کرد و
؟راستش اینا رو چندبار فروختم ولی این (به من اشاره کرد و بعد به یکی دیگه)چند روز پیش اوردنشون و هنوز فروخته نشدن فکر کنم برای شما که برای همیشه میخواین همون دوتا خوب باشه
دوباره بهم نگاه کرد این دفعه من ازش نگاهمو گرفتم و با تنفر به مردی که اونجا بود دوختم
من لباس نیستم میخوای بفروشیم حرو.....مزا....ده تو مگه خودت نا.....مو....س نداری هاااا
عصبی اومد سمتم و لگدی به پهلوم زد از درد تو خودم جمع شدم ولی اخ به زبون نیوردم که نفهمه ضعیفم به خودم اومدم و سریع بلند شدم و شجاعتمو جمع کردم و بهش با عصبانیت نگاه کردم
من جایی نمیرم فقط جایی میرم که ازادم کرده باشی یا جسدمو ببری فهمیدی یا نه منو دزدیدی وجدان نداری مرتیکه ها
مرد عصبی خواست بیاد سمتم که
ببخشید
سرشو اورد بالا بهم نگاه کرد
؟چیه
میشه بپرسم کجاییم ؟اینجا کجاست ؟
؟منم نمیدونم ولی فکر میکنی چندتا دختر توی یه انبار با این وضع داغون برا چی اینجان ؟
خوببب
؟زیاد فشار نیار به مغزت برا فروش اوردن
چی یعنی چی
؟یعنی همین دیگه
ترسیده بهش نگاه کردم اونم بیخیال سرشو دوبارع گذاشت رو پاهاش ترسبده بودم یعنی منو میخوان بفروشن مگه کالام
چند روز گذشت و هیچ کس نه میرفت نه میومد و فقط یک وعده در روز غذا میدادن و بعضی وقتا میومدن و یکی و میبردن به دیوار تکیه دادم و مثل هرروز سرمو تکیه دادم به دیوار چشمام و بستم بعد چند دقیقه بود که در باز شد وقت غذا نبود حتما اومدن باز یکی و ببرن بیخیال چشمام و همونطور بسته نگهداشتم که با احساس اینکه بازو هام گرفته شده چشمام باز کردم که دیدم چند نفر ستام و گرفتن و بزور بلندم کردن چند نفر دیگه رو هم بلند کردن تقریبا ده نفر بودیم ترسیده داد زدم
ولم کنین ولم کنین هی ولم کن عوضی
بون توجه به تقلا هام کشوندنم بیرون همینجوری رو زمین کشیده میشدم که رسیدیم ولم کردن که رو زمین ولو شدم سرمو بلند کردم همه افتاده بودن رو زمین به جلوم نگاه کردم که با کفشایی برخوردم که مثل اینه برق میزدن سرمو اروم اروم بلند کردم بالا رو نگاه کردم که با مردی اخمو برخورد کردم انقدر بهش نگاه کردم که متوجه سنگینی نگاهم شد و بهم نگاه کرد همینجوری نگاه میکرد که چشماشو ازم گرفت و با پوزخند گفت خوبن چند بار مصرف شدن؟
مردی که اونجا بود خنده ای کرد و
؟راستش اینا رو چندبار فروختم ولی این (به من اشاره کرد و بعد به یکی دیگه)چند روز پیش اوردنشون و هنوز فروخته نشدن فکر کنم برای شما که برای همیشه میخواین همون دوتا خوب باشه
دوباره بهم نگاه کرد این دفعه من ازش نگاهمو گرفتم و با تنفر به مردی که اونجا بود دوختم
من لباس نیستم میخوای بفروشیم حرو.....مزا....ده تو مگه خودت نا.....مو....س نداری هاااا
عصبی اومد سمتم و لگدی به پهلوم زد از درد تو خودم جمع شدم ولی اخ به زبون نیوردم که نفهمه ضعیفم به خودم اومدم و سریع بلند شدم و شجاعتمو جمع کردم و بهش با عصبانیت نگاه کردم
من جایی نمیرم فقط جایی میرم که ازادم کرده باشی یا جسدمو ببری فهمیدی یا نه منو دزدیدی وجدان نداری مرتیکه ها
مرد عصبی خواست بیاد سمتم که
- ۱۳.۱k
- ۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط