و تمام شب را برای دخترهایی که در تنهایی از خودشان خجالت م

و تمام شب را برای دخترهایی که در تنهایی از خودشان خجالت می‌کشند گریه کردم.
دخترهایی که بعدها از خود متنفر می‌شوند و مثل یک درخت توخالی ، پوسته‌ای بیش نیستند.
و عاقبت به روزی می‌افتند که هیچ جای اندامشان حساس نیست، روح و جسمشان همان پوسته است، و خودشان نمی‌دانند چرا زنده‌اند...

#عباس_معروفی
دیدگاه ها (۸)

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش دوم)

سایه‌های کلاغپارت سی‌وچهارم | گلوله‌ای برای عشقشلیک!زمان انگ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۷‌در میانه‌ی هسته‌ی ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۱چرخی توی خونه زد ...

💗 قولی که شکستیسه روز از شبی که همه‌چیز بین ا.ت و جیمین تغیی...

dark life = 27

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

پارت اول._*بی گناهان*_

My lovely neighbor part : 89

#معرفی_کتاب #سال_بلوا 📚 و تمام شب را برای دخترهایی که در تن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط